fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 12249
    تاریخ انتشار : 18 شهریور 1391 12:14
    تعداد بازدید : 547

    اندر مصائب آشپزها

    اکثر آدم هایی که آشپزی نمی دانند آشپزخانه را مانند یک اتاق عمل مجهز می بینند، آشپز را مانند جراحي حاذق و کارش را دشوار و سخت. حق هم دارند البته آشپزی هم سخت و دشوار است و هم به تبحر نیاز دارد. اما فارغ از تمام اینها علاقه می خواهد و کمی هم حوصله و دقت. یک آشپز همیشه بیشتر از اینکه نگران بد عمل آمدن غذایش باشد نگران مقبول واقع شدن دستپخت اش از سوی میهمانان است. یک وعده غذا برای پنج نفر با ذائقه های مختلف کمی کار را مشکل می کند. به خاطر همین است که اکثر قریب به اتفاق میهمانی های مان را با پختن غذاهای تکراری و کلیشه ای برگزار مي كنيم. این دقیقا دغدغه اصلی یک آشپز است؛ ترس از مقبول نیفتادن غذایي که با حوصله، علاقه و عشق برای میهمانان آماده کرده است.

    دامون کتویی- مدیر تشریفات
    از نظر هرکس مادرش بهترین آشپز دنیاست و هیچ‌کس هم مانند او غذا نمی‌‍‌پزد. اما اگر از مادرها سوال كنيد، آشپزي دشوارترين كار عالم است. در حقيقت مشكل، راضی نگه داشتن و همسو کردن همه اعضای خانواده براي گرد آمدن بر سر يك ميز براي صرف غذاست نه خود آشپزي. فرزند آخر خانواده غیر از ماکارونی چیزی نمی‌خورد، دخترک هم از وقتی دبیرستانی شده بوی گوشت و ماهی را نمی‌تواند تحمل کند و برنج را با ماست می‌خورد و بس. پسر خانواده هم که بهترين غذاي عالم را فقط فست‌فود می‌داند و لاغیر. از طرف ديگر برعكس فرزندان، پدر خانواده هم غذای خشک و سرخ کردنی دوست ندارد و خورش را غذای بهشتی می‌داند... و مادر عشق‌اش را همراه برنج در قابلمه می‌گذارد و برای دم کشیدن، مهربانی‌اش را چاشنی خورش می‌سازد. راست می‌گفت مادر؛ انگار آشپزی سخت نیست. آدم‌ها سخت هستند و پر از ذائقه‌ها و عادت‌های غذایی گوناگون.
    براي يك آشپز فرقي ندارد كه براي یک میهمانی 10 نفره آشپزي كند یا  فقط برای خودش شام بپزد، يكي از بزرگ‌ترين مصائب او همان جمله تکراری و معروفِ «حالا چی بپزم» است، که هر روز از ذهن هزاران نفر، در زمان‌های مختلف و به زبان‌های مختلف عبور می‌کند و باز روزي دیگر و همان سوال تكراري...
    دیر است دیگر بروم فکری برای شام بکنم... راستی شام


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی