روزنامه فناوران اطلاعات
  سرویس گزارش۱۳ اسفند ۸۷ - ۲۲:۹ شماره ۱۹۴۳۳


شب به خير آقاي سعيدی
شهرام شريف
1- فکر مي‌کنم حدود ده سال قبل نخستين بار در اولين جشنواره وبلاگ نويسي در مرکز تحقيقات مخابرات بود که آقاي سعيدي را زيارت کرديم. تقريبا بيش‌تر وبلاگ‌نويسان شاخص نسل اول آمده بودند.

آقاي سعيدي با همان هيبت هميشگي و به عنوان اسپانسر برنامه روي صحنه آمد و کلي حرف زد. براي آن گروه جوان و عمدتا جسور و منتقد حضور چنان هيبتي چندان خوش نمي‌آمد، از اين رو يکي از آنها بعدا در وبلاگي نوشت: "اين رييس انجمن شرکت‌هاي انفورماتيک به نظرم خيلي آدم جالبي است، کسي که هم ريش مي‌گذارد و لباس ساده‌ مي‌پوشد و در سخنراني‌اش به قرآن و خدا و پيغمبر متوسل مي‌شود و هم بعد از مراسم سوار ماشين پژو 206 مشکي رنگ‌اش مي‌شود و مي‌رود." چند شب بعد که دوباره آقاي سعيدي را ديديم گفت مي‌خواهد پاسخ آن وبلاگ نويس را بدهد. کاغذي آورد و از روي آن خواند. مثنوي هزار و يک من بود. گفتم حالا يک نفر چيزي نوشته، اعتقاد داشت ممکن است دست پنهاني پشت همان

مطلب باشد.

2- نمايشگاه الکامپ هشتم بود يا نهم که گزارشي نوشتم در روزنامه ابرار اقتصادي از وضعيت به هم ريخته نمايشگاه که به هر چيزي مي‌مانست جز نمايشگاه آي‌تي. انجمن شرکت‌هاي انفورماتيک و بهتر بگويم آقاي سعيدي بسيار برآشفت. کار به شکايت كشيد و حتي دستوري به تمام شرکت‌هاي عضو که آگهي‌هاي خود را به روزنامه قطع کنند. مدير مسوول (دست بر قضا) طرف ما را گرفت. آقاي سعيدي آمد روزنامه و برآيند حرف‌هايش اين بود که پشت اين مطلب کسان ديگري هستند که او مي‌داند و سفارش دهنده اصلي آنها هستند. چند دقيقه بعد از صحبت‌هاي من پذيرفت توطئه‌اي در کار نبوده و همه چيز ناگهان تمام شد!

3- مطالب آقاي سعيدي در سايت‌هاي اينترنتي را مرور مي‌کنم. نامه‌هاي تند و انتقادآميز، مصاحبه‌ها، اخبار و يادداشت‌ها. ردپايي از توهم و فساد، دست‌هاي پنهان و آلوده همواره ايشان را آزرده است.

4- در انتخابات نظام صنفي، من دو سه يادداشت در انتقاد به مديريت سازمان نظام صنفي نوشتم. بحث اصلي اين بود که صنف دو نفر نيست و نبايد انتخابات را به انتصابات تبديل کرد. مديريت صنف نيز يک مديريت پدرخواندگي و از بالا به پايين نيست. صنف به مديريتي همه جانبه نگر، هدايتگر و با مشارکت همه فعالان نياز دارد و در عين حال روح حاکم بر مجموعه‌هاي صنفي با جنگ و دعوا ناهمخوان است و نتيجه‌اي در‌برندارد. در جلسه انتخابات حضور نداشتم و شنيدم که آقاي سعيدي پيش از جلسه نقدها را بدين گونه پاسخ داد که «بعضي افراد مشکلات خانوادگي دارند و پدرشان مريض است و مشخص است نياز به پول دارند که چنين مي‌نويسند». بيماري پدر من و طولاني شدن درمان ايشان آقاي سعيدي را دچار اين توهم کرد که شايد پشت اين انتقادها نيز فسادي نهفته است.

5- وقتي شنيدم آقاي سعيدي به عنوان مرد سال آي تي انتخاب شده‌اند خيلي خوشحال شدم. خوشحال‌تر شدم که اين عنوان از طرف رسانه‌ها به ايشان اعطا شد، رسانه‌هايي که در اين چند سال از هيچ کمکي براي رشد صنف

آي تي فروگذار نکرده‌اند و در مقابل در سخت‌ترين شرايط و باکم‌ترين کمک خود را سرپا نگه داشته‌اند.

آنها تا زماني که عليه منافع کسي يا کساني ننويسند مقبولند و شايسته احترام؛ اما اگر کوچک‌ترين انتقادي کنند، يا آلوده‌اند يا ملعبه دست دشمنان. سخنان آقاي جهانگرد در اين جلسه به نظرم کاملا پرمصداق و بي‌نياز از توضيح است. ايشان گفته:" در اين دوران خشكسالي فناوري اطلاعات، نشريات اين حوزه مي‌توانند چهره‌ سال باشند".

6- آقاي سعيدي! پشت اين مطلب هيچ توطئه‌اي نيست. هيچ فشار و فسادي نيز. باور کنيد گاهي مي‌شود اين گونه باشد. راستي حال پدرم هم خوب است. شب به خير.

*روزنامه نگار فناوری اطلاعات