fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 88292
    تاریخ انتشار : 7 آذر 1394 13:47
    تعداد بازدید : 1333

    ما مشوشان قدیم و شما کاشفان جسور

    شبنم کهن چی- این روزها روزنامه نگاری آنقدر در ایران قدرتمند است که آزادی در عرصه بیان و تحلیل و گزارش و خبر، بیداد می کند. قبول ندارید؟ بیایید من شما را قانع می کنم. پیش از هر چیز، بهتر است خزان مطبوعات در دهه 70 و 80 را به دست فراموشی بسپارید. آن روزها ما بلد نبودیم روزنامه نگاری کنیم. از اسم هایمان و الگوهایمان مشخص بود؛ همه برگرفته از شمس، گنج، زید و آبادی به جا مانده از عهد باستان. خب با این اسم ها نمی شود. اسم باید جوری باشد که بچسبد. من هنوز هم اسمم نمی چسبد لذا ستون نویس شدم، این گوشه نشستم نبش قبر هفتگی کنم.خلاصه ما فکر می کردیم آن زمان بهار است و ما داریم مشق روزنامه نگاری می کنیم. بعد از 16 سال متوجه شدم نه آن زمان بهار بود و نه کاری که ما می کردیم زور داشت.

    البته کلا ما از نسلی هستیم که با زور و تعلقاتش ارتباط نمی گیریم؛ نه داریم نه می دهیم نه می گیریم. کار ما از جنس درد دلی به نام یک گفت وگوی اصلاح شده بود که سعی می کردیم با احتیاط از آن رونمایی کنیم. البته بالاخره یک قاضی دلسوز با تجویز فله ای آمد درد دل روزنامه نگاران را مداوا کند. دستش هم درد نکند، بعدها فهمیدیم کلا فله ای کار کردن کار خیلی خوبی است. اما واقعیت این است که برخی دردها از شکلی به شکل دیگر تغییر پیدا می کنند. مثلا معلوم نشد تجویز فله ای آن قاضی موثر بود یا درد دل ما به درد سر تغییر شکل داد که رها شدیم از آن شیوه گفت وگو و آرام خیره ماندیم به آفاق مغربی. به هر حال، آن روزها طی شد و بعد از سال ها می بینم روزنامه نگاران چه زور خوبی می توانند داشته باشند و ما نمی دانستیم، همین زورهاست که یک روزنامه را 90 سال سرپا نگه می دارد. خب معلوم است در مقایسه با این ها ما روزنامه نگارانی پیزوری بودیم! عمر روزنامه هایمان به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسید! چه برسد به جفت دست های نه نفر در حالی که نفر دهم هم یک لنگه پا ایستاده. امروز روزنامه نگاران همه قدر قدرت، همه رمزگشا، تحلیل گر، افشاگر، همه فهرست به دست. تغییر به ما نرسید و الا شما ببینید از زمان های دور تا امروز در عرصه فرهنگ و هنر و رسانه چه تحولاتی رخ داده! فشاری ها، فیلم ساز شدند، آن ور آبی ها چرخ خوردند این سمت الگو شدند، روزنامه نگاری هم باید متحول می شد بالاخره. به جایی رسیدیم که آقای رییس جمهور گفت روزنامه ها را بخوانید می فهمید فردا قرار است چه کسی دستگیر شود. آنچه عیان است چه حاجت به بیان است؟ اذهان هم وضع شان بهتر شده الحمدلله؛ اصلا مشوش نمی شوند لذا این برچسب تشویش اذهان عمومی از سکه افتاده. توهین و افترا و غیره هم فقط به درد دادگاه خانواده می خورد. شاید وقتش رسیده ما هم الگویمان را عوض کنیم. نگاه کنیم ببینیم امروزی ها چه می کنند. یک سوژه می گذارند جلویشان و اسم است که ردیف می کنند؛ به اختصار، به صورت کامل با شجره نامه همراه با سمت حتی. ما چه کار می کردیم؟ هوایی می زدیم! آنقدر با احتیاط طعنه می زدیم که خودمان باید همراه نوشته های مان می رفتیم تا توضیح دهیم منظورمان فلان چیز بوده است. مثلا الان که استارتاپ و استارتاپ بازی و کارآفرینی مد است، ببینید روزنامه نگاران امروزی چطور دست به کارند. خوب که فکر کنید می بینید مانند آنها کار کردن دشواری ندارد. کافی است فهرستی از کلمات کلیدی در اختیارتان باشد: سفر خارجه، شبکه، پوشش، سرمایه، روابط عمومی و سمینار و سواد. افرادی که زیاد به سفرهای خارجی می روند و در سمینارها فعالند و از شبکه های اجتماعی استقبال می کنند و خوش صحبتند و روابط خوبی با دیگران دارند و پول دارند و اطلاعات تخصصی شان خوب است و خوش پوش هم هستند، به احتمال 98 درصد وابسته به استکبار جهانی و غرب زده هستند. آن دسته از روزنامه نگاران پر زور هم با شهامت اسامی شان را در نوشته هایشان قید می کنند.خدا را شکر که ما با حقوق ماهانه ای که می گیریم توان سفر خارجی رفتن نداریم، پول نداریم و بداخلاق هم هستیم، تخصص خاصی هم نداریم. یک مورد علاقه ما به شبکه های اجتماعی می ماند. من همین جا از تدبیر سردبیر عزیزمان تشکر می کنم و خواهش می کنم هیچ وقت برای ما امکان سفر خارجی رفتن و پولدار شدن را فراهم نکند. ما هم قول می دهیم خلاقیت و اشتیاق به یادگیری و پیشرفت را ببوسیم بگذاریم کنار.از ما گفتن، شما هم بترسید از روزی که با فهرست کلمات کلیدی سنجیده شوید اسم تان برود در صفحه . آن زمان است که باید گفت رحمه الله من یقرا الفاتحه مع الصلوات.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی