fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 79939
    تاریخ انتشار : 11 مرداد 1394 11:56
    تعداد بازدید : 3968

    مدیرعامل شرکت فناپ و عضو هیات مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‏ای تهران در گفت و گو با فناوران:

    رویارویی با شرایط پساتحریم سناریو می خواهد

    پس از سال ها انتظار، بالاخره مذاکرات هسته ای به سرانجام رسید؛ صرف نظر از اثرگذاری گسترده توافق در ابعاد سیاسی، بیشترین تاثیر ناشی از توافق ایران با 6 قدرت جهانی را می توان در ابعاد اقتصادی متصور شد. از یک سو رفع تحریم ها، روزنه امیدی را برای بسیاری از فعالان صنایع گوناگون ایجاد کرده و از سوی دیگر حضور رقابتی شرکت های تراز اول اروپایی و آمریکایی به دغدغه ای بزرگ برای شرکت های ایرانی تبدیل شده است. در این میان، برخی تولیدکنندگان و فعالان صنعت، حضور شرکت های خارجی را فرصتی می دادند که شرکت های داخلی با قایل شدن اصالت برای کسب و کار خود، می توانند از آن به منظور توسعه کسب و کار استفاده و از این طریق، بازار را حفظ کنند که رصد شرایط تکنولوژیک دنیا و مقایسه آن با شرایط کسب و کاری بومی، اولین قدم برای این شرکت‎ها است. آینده فناوری اطلاعات ایران در شرایط پساتحریم، مساله ای است که از سوی کارشناسان و متخصصان این حوزه مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. در گفت‎وگوی پیش رو، شهاب جوانمردی، مدیرعامل شرکت فناپ و عضو هیات مدیره سازمان نظام صنفی رایانه‏ای، برای روزهای پس از توافق، پیشنهاداتی ارایه می دهد.

    فخری زارع
     به نظر شما با توجه به برداشته شدن تحریم ها، صنعت آی تی با چه شرایط جدیدی روبه رو خواهد شد؟
    شرایط فعلی چندان قابل پیش بینی نیست، اما می توانیم در خصوص برخی مسایل گمانه زنی کنیم. فکر می کنم در هر صنعت و کسب و کاری، تحلیل محیط بیرونی یکی از مهم‎ترین مولفه ها است. این تغییر و تحولات شاید برای کسب و کار ما، تا به حال بیشتر از جنس تغییر و تحولات حوزه فناوری بوده است. اگر وضعیت فعلی مان را روی مدل پستل (PESTEL) بیاوریم و تحلیل محیطی انجام دهیم، در این تحلیل محیطی، پیش تر در شرایطی بودیم که بعضی از متغیرهای محیطی با روندهای مشخصی تغییر می کرد. مثلا از نظر اقتصادی معلوم بود که در برخی دوره های زمانی، اوضاع رو به وخامت و رکود می رود یا از حیث تکنولوژیک معلوم بود در دنیا چه خبر است و چقدر ممکن است روی فضای فناوری کشور اثرگذار باشد. 
    در شرایط فعلی باید بدانیم با عبور از دوره 60 روزه و با احتمال تایید یا رد توافق هسته ای، پارامتری سیاسی وجود دارد که روی چندین متغیر دیگر اثرگذار است. یعنی ممکن است این پارامتر سیاسی، روی حوزه اقتصادی، یا حوزه تکنولوژی بسیار اثرگذار باشد؛ موضوع حایز اهمیت، تک بعدی ندیدن این مساله است. فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی داریم که 3 درصد درآمدش را برای تبلیغات بگذارد. یک فروشگاه خارجی می آید و رسانه هایی مثل ماهواره ها را به خدمت می گیرد و از طرف دیگر تبلیغات بسیار زیادی در صدا و سیما انجام می دهد تا بازار ما را قبضه کند؛ در آن شرایط تمامی معادلات به هم می ریزد. ممکن است بسیاری از معادلات تحت تاثیر قیمت گذاری، تبلیغات و تسهیلاتی که این فروشگاه برای مشتری نهایی قایل می شود، قرار بگیرد. برای همین فکر می‎کنم اگر تا امروز، با دو چشم و دو گوش، تغییرات را دنبال می کردیم، از این پس باید حواس دیگرمان را هم به خدمت بگیریم و اتفاقات را رصد کنیم. به طور مثال، یکی از خروجی های این توافق، عطش هجمه به بازار ایران خواهد بود. بازار بکر 80 میلیونی ایران را در نظر بگیرید. این بازار سال ها محروم و مملو از اجناس چینی بوده است؛ حال با تغییر شرایط، راه برای ورود اجناس اروپایی و امریکایی به ایران باز می شود. اینها منافذ بازار ما محسوب می شوند که تبعات دیگری هم در پی خواهند داشت. در واقع موضوع هجمه به بازارمان بسیار جدی و توان قیمت شکنی برخی شرکت ها  بسیار محتمل است. 
     با این شرایط فکر می کنید محدودیت های جدیدی برای فعالان این صنعت ایجاد شود، برای مثال مجبور به اجرای قانون کپی رایت شویم؟
    این فشارها در ادامه می آید. هر کسب و کار بایستی اقداماتی کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت داشته باشد. به عنوان مثال، صنعت فناوری اطلاعات یک سری اقدامات و حاکمیت نیز اقدامات دیگری باید انجام دهند؛ مهم این است که تمام این فعالیت ها در یک امتداد باشند. یعنی اگر در فضایی بودیم که می خواستیم خودمان برای خودمان تصمیم بگیریم، شاید تا این اندازه گرفتاری پیش نمی‎آمد، اما در حال حاضر حاکمیت، صنعت و شرکت‎های فناوری اطلاعات، سه گانه مهمی هستند که بایستی از تمامیت بازار ICT ایران دفاع و با اتخاذ تصمیمات بجا، از منافع مشترک همدیگر پشتیبانی کنند. 
    فرض کنید در مورد کاری که می‎خواهیم انجام دهیم تصمیمی بگیریم که از جهت صنفی و صنعت، ضررده باشد. مثلا الان هر فردی نمایندگی IBM یا اوراکل را بگیرد یا آگهی استخدام بزند، در صورت تخلیه شرکت های دیگر چه اتفاقی می افتد؟ ممکن است کسب و کاری رشد بکند اما بقیه صنعت زمین بخورد. این سوال پیش می‎آید که این کار را انجام دهیم یا خیر؟ چه کسی باید برای رگولاتوری آن فکر کند؟ نکته مهم دیگر این است که چه بخش هایی از بازار را می خواهیم بدهیم؟ مابه ازای آن چه چیزی را می خواهیم بگیریم؟ بازار را می دهیم، و در عوض نمایندگی فروش می گیریم؟ دانش فنی منتقل می شود؟ انتقال تکنولوژی انجام می شود؟ بازار با هم مبادله می کنیم؟ بازار را می دهیم تا به واسطه جذب دانش فنی، بازار منطقه را بگیریم؟ به نظر من بده و بستان هیچ اشکالی ندارد، اما آنچه اشکال دارد، امتیاز دادن و امتیاز نگرفتن است؛ ما نیز عمدتا در همین فضا به سر می بریم.
     و اگر این داد و ستد اتفاق نیفتد، تسلیم می شویم؟
    بله. چیزهایی می دهیم که در ازای آن، چیزی نمی گیریم. بسیاری اوقات نگاه مان به کسب و کار کوتاه مدت است. برای تبدیل شدن به برندی قابل رقابت، نگاه بلندمدت نداریم. در این شرایط، شرکت هایی که به بازار ایران وارد می شوند، از سطح بازارسنجی متفاوتی برخوردار هستند. برخی از این شرکت ها در بازه های زمانی متفاوت، یک سال یا حتی یک ماه، مشغول مطالعه بازار ایران بوده‎اند. در واقع شرکتی که بازار ایران را بیشتر مطالعه کرده است، پیشنهادهای بهتری می دهد ولی سوال اینجاست که آیا بهترین پیشنهادها را می دهد؟ مثلا شرکتی از اسلواکی می آید و بعد از مطالعه یک ساله بازار ایران به واسطه شراکت قدیمی اش، حرف هایی دلچسب می زند. یا شرکتی که برای مدت یک ماه روی بازار ایران مطالعه کرده پیشنهاداتی می دهد. آیا این پیشنهاد، بهترین گزینه مان است؟ 
    همه این مثال ها در آن سه گانه حاکمیت، صنعت و کسب و کار معنی پیدا می کند. دولت و حاکمیت مان باید در باغ سبزهایی را نشان دهند. به هر حال هر یک از ما، جزیی از ابزار برای معامله کردن هستیم. مثلا اگر هواپیمایی از تجار وارد کشور شود، دولت باید بداند چه سیاستی می خواهد در پیش بگیرد، کجاها بایستی ورود کند و کجاها ورود نکند. آنچه که عقبه سیاسی دارد را نمی دانم و به آن کاری ندارم اما حتما باید در مورد بعضی از شرکت ها، کشورها و کسب و کارها ترجیحی داشته باشیم. ممکن است بعضی از موضوعات برایمان خیلی حیاتی بوده و اتفاقا صنعت فناوری اطلاعات مان در دوره رشد اولیه اش باشد. دانستن این موضوع، نوعی تصمیم گرفتن است. توسعه انرژی خورشیدی یکی از مباحثی است که ایران در این زمینه از توان تولیدی بالایی برخوردار است و به واسطه جذب این تکنولوژی می توانیم بگوییم اینقدر صرفه جویی ملی شده و اینقدر GDPمان افزایش می یابد. حال اگر شرکتی با 30 درصد سهم بازار جهانی بیاید، موضع ما چه باید باشد؟ بگوییم بازار برای تو؟ بگوییم شرکت‎های ما را توانمند کن و تا آن زمان، فلان معامله را انجام می دهیم و در زمان توانمند شدن شرکت ها معامله دیگری خواهیم داشت؟ قصد داریم چه چیزی بگوییم، به نظرم تقریبا در هیچ یک از سه سطح آمادگی نداریم و بی برنامه ایم.
     به طور مشخص شرکت های فناوری اطلاعات باید چه راهکارهایی را برای کمتر آسیب دیدن در شرایط پساتحریم بکار گیرند؟ 
    فکر می کنم قدری باید سناریوسازی کنیم. یعنی خودمان را با سناریوسازی آماده کنیم. چرا که مهم‏‎ترین داشته مان بازارمان است، نه تکنولوژی و محصولات مان. باید ببینیم که چطور می خواهیم از بازارمان محافظت کنیم. برای حفظ بازار باید به تک تک ذی نفعان توجه کنیم. مهم‎ترین آنها هم مشتری است، اما در عین حال باید به تامین کنندگان، شرکا، رگولاتور بازار، محصولات و نحوه تعامل با مشتری نیز توجه کنیم. فرض کنید فناپ یا هر مجموعه فناور دیگری، به قاعده «هشتاد – بیست» پایبند باشد. یعنی 80 درصد درآمدش از 20 درصد کسب و کارش حاصل شود. با قرار گرفتن در شرایط جدید، می‎توان کمربند محکمی را دور 20 درصد درآمدهای کسب و کارها بست تا بازار از دست نرود. باید بدانیم قبل از حضور جایگزین ها، چه سناریوهایی داریم، با چه شرکت هایی مذاکره کنیم، چند سناریو برای دوره بعد از توافق داشته باشیم، با داشتن این سناریوها می توانیم حرکت کنیم و در صورت ناموفق بودن یکی، روی سناریوی بعدی کار کنیم.
     فکر می کنید با آمدن شرکای خارجی به ایران، اینقدر آزادی عمل خواهیم داشت؟ 
    بله. وقتی شرکای خارجی به ایران بیایند، تا مدتی گیج اند. آنها هم بازار ایران و هم رفتار مردم را نمی شناسند. آنها هم ممکن است ندانند برای فروش محصول شان به سازمان، دولت و مردم چه پارامترهایی مهم است. دست کم ما در همین اتمسفر و زیست بوم هستیم و زندگی می کنیم. آنها ممکن است یکباره تلاطمی ایجاد کنند؛ این تلاطم در مراحل اولیه، خیلی خطرناک نیست. شاید فقط آنهایی که خیلی ریزند غرق شوند، اما نباید تصور کنیم که آنها با یک حمله می توانند بازار را قبضه کنند.
     به نظر می رسد در حال حاضر علاوه بر هیجان زدگی شرکت های خارجی برای حضور در ایران، دچار نوعی هیجان زدگی داخلی هم هستیم. هیجان ایرانی ها برای ورود شرکت های خارجی و استفاده از محصولات آنها تا چه اندازه محتمل است؟
    هیجانات می گذرد و تنها گرد و غبارش می نشیند. کسب و کار معطل نمی ماند. برای گستردگی اش، مدل هایی پیدا می شود. کسی که برای کسب و کار خود، اصالت قایل است از حضور خارجی ها برای توسعه دامنه فعالیت هایش بهره می گیرد تا بازار را نگه دارد. اما شرکتی که همه بازار را می بخشد، خیلی زود باید کسب و کارش را تعطیل کند و برود. شرکت‎های بزرگ و قدیمی خارجی، دیگر آنقدر منعطف نیستند که با مدل های مختلف به بازار بیایند. اتفاقا بیشتر نگرانی از جانب شرکت های نوظهور است؛ یعنی به جای اینکه نگران IMB باشیم که چهل سال پیش هم در ایران حضور داشته باید نگران گوگل باشیم که قصد دارد سرویس هایش را جهانی کند و ممکن است ما هم تحت پوشش این شرکت، روزی از سیم کارت گوگل به جای سیم کارت اپراتورهای خودمان استفاده کنیم. رصد کردن شرایط تکنولوژیک دنیا و مقایسه آن با شرایط خودمان، باعث اتخاذ تصمیمات درست‎تری می شود. در آن صورت، با دقت بیشتری، شرکت‎های مناسب را به عنوان شریک انتخاب می کنیم و با آنها قرارداد می بندیم. پس بایستی تمامی اقدامات با نگاه حفظ بازار و ارتقای کسب و کار باشد. 
     فکر می کنید حضور شرکت های خارجی در جذب منابع انسانی تا چه اندازه چالش برانگیز شود؟
    تصورم این است که در کوتاه مدت این اتفاق نمی‎افتد، قاعدتا شرکت های خارجی در قدم اول، نمی خواهند راهبر باشند. علت را می‎توان در فقدان شناخت آنها از فضا و پیچیدگی کسب و کار در ایران جستجو کرد که باعث می شود آنها به راحتی به این مساله ورود نکنند، اما ممکن است پس از گذشت دو، سه سال و اشراف کامل به بازار ایران، در خصوص گرفتن دفتر نمایندگی، انتخاب شریک یا تملک یک شرکت ایرانی، مسائل را سبک-سنگین کنند. این مسایل اتفاق می‏افتد اما نه در کوتاه مدت؛ تنها اتفاقاتی که بیشتر از جنس حمله به بازار آن هم در حوزه‎های مصرفی است، کوتاه مدت است و این به این معنا نیست که خودمان را قوی نکنیم و سه سال دیگر حوزه بانکی از دستمان خارج شود، چرا که اگر شرکای خوبی انتخاب نکنیم، سه سال دیگرحوزه‎های b2B و B2Gمان را هم از دست مان می‎گیرند. 
     تصور شما بر این است که به صورت کلی ما توانایی رقابت در این زمینه‎ها را با رقبای خارجی داریم یا خیر؟
    ما حتما توان رقابت داریم، ولی باید رقابت را تعریف کنیم. اینکه می‎خواهیم در چه حوزه‎هایی رقابت و در چه حوزه‎هایی مشارکت کنیم. فکر می‎کنم عمده مسایل مان باید به سمت مشارکت برود و این مشارکت می‎تواند منجر به این شود که یا دانش فنی را در ایران بومی کنیم و سرویس بدهیم، یا تنها نمایندگی فروش داشته باشیم. تصور من این است که باید با نگارش سناریویی، مفهوم مشارکت را جا بیندازیم. نکته دیگر بخش های  مغفول بازار است؛ یعنی برخی محصولات، اصلا در کشور ما بازار ندارند، یا سرویسی خاص تلقی می شوند یا از مسایل فرهنگی و اجتماعی ما نشات می گیرند که در این حالت، راحت می توانیم رقابت کنیم؛ چرا که بازار را بهتر می شناسیم. 
     یعنی فکر می کنید، این قضیه ممکن است برای ما به فرصت تبدیل شود؟ 
    بله. چرا که فرصت‎های دیگری چون صدور خدمات و محصولات ما به واسطه برندشان در اختیارمان گذاشته می شود. کدام شرکت آمریکایی حاضر است در بازار عراق کار کند؟ با شرایط فعلی عراق، کمتر کشوری حاضر به حضور در این بازار است. اما شرکت‎های ایرانی این توان را دارند.
     فشار تکنولوژ ی و نیاز بازار، دو عاملی است که شما به عنوان محرک پیشرفت کسب و کار، از آن یاد می‎کنید؛ به نظر شما کدام یک با برداشته شدن تحریم‎ها پیشی می‎گیرند؟ فشار تکنولوژی زیاد خواهد شد یا نیاز بازار بیشتر به چشم می آید؟
    این موضوع، یک قاعده الاکلنگی است؛ یعنی همیشه در این شرایط، حرکت رو به جلوی یک کسب و کار از عطش بازار جدید شروع می شود، فشار بازار را درست می کنند، بعد عطش بازار را با تکنولوژی که مقداری بیشتر از نیاز بازار است، پاسخ می دهند و این مقدار اضافی از پاسخ به عطش بازار، تبدیل به فشار تکنولوژی می شود. دوباره از این مساله، نیازی جدید درست می کنند. به نظر من حرکت از بازار شروع می‎شود و در آن خلا، یک فشار تکنولوژی ایجاد و دوباره یک بازار جدید درست می کنند.
     لزوم بازنگری در قوانین برای حفظ سهم بازار شرکت های داخلی مساله دیگری است. این موضوع را چقدر تاثیرگذار می دانید؟
    به نظرم هم در کوتاه مدت و هم در میان مدت، بسیار مهم است. یعنی این باور را داریم که هنوز بزرگترین مشتری صنعت، دولت و اقمارش هستند، پس زمانی که بزرگ‎ترین مشتری، دولت است، به قوانینی که تولیدکننده داخل را حمایت کند، نیاز داریم. 
     نکته دیگری که در شرایط پساتحریم با آن مواجه ایم، بروز نبودن صنایع داخلی کشورمان است که احتمالا این قضیه، نمود بیشتری پیدا خواهد کرد؛ یعنی هزینه ای که بابت تمام کردن یک محصول و ارایه آن به بازار پرداخت می کنیم، با محصولاتی که سرمایه‎گذاران خارجی با تکنولوژی‎های جدید به بازار می‎آورند، تفاوت زیادی پیدا خواهد کرد. پیشنهاد شما برای اینکه سریع‎تر به روز شویم، چیست؟
    با توجه به اینکه خیلی درگیر محصولات کاربر نهایی تکنولوژیک نیستیم، دغدغه چندانی در این زمینه ندارم. ولی آنچه که بسیار مهم است، فناوری اطلاعات در نقش توانمند ساز دیگر صنایع است. در صنایع دیگر مان مانند نفت و گاز و صنایع معدنی و خودروسازی؛ صنایع غذایی، پتروشیمی و غیره که اتفاقا خلا جدی در آنها داریم و ممکن است به شدت دچار وادادگی شویم؛ چراکه شرکت‎های ما در این حوزه ها حضور ندارند و کافی است این بازارها را از دست بدهیم. لازم است دولت برای تقویت شرکت‎های داخلی، مقررات تنظیمی جدی داشته باشد. به طور مثال، می‎خواهید برای راه‎اندازی دیتاسنتر اجازه سرمایه‎گذاری خارجی بدهید تا سخت افزار بیاورند و ما آموزش ببینیم، بهره برداری کنیم، نرم افزار آن را بدهیم. در واقع چون آنها متقاضی هستند، می دانند چه می خواهند و ما نمی دانیم چه باید بدهیم. 
     چه قواعدی باعث جلوگیری از ضربه خوردن بازار داخلی می‎شود؟ 
    باید با چند قاعده ساده و شفاف، این کار را انجام دهیم و بازار را تنها در ازای آوردن سرمایه، در اختیارشان بگذاریم. اگر یک شرکت خارجی وارد ایران شود، سرمایه بیاورد و اشتغال ایجاد کند، می توان آن را جزییی از شرکت‎های ایرانی دانست، اما اگر سرمایه‎اش را درگیر نکند، عمیقا وارد بازار ایران نمی‎شود و ممکن است با این اقدام صرفا خامه بازار را بردارد، یا شرکت‎های داخلی را معطل نگه دارد. در وهله اول، موضوع سرمایه گذاری و در وهله دوم قالب سرمایه گذاری های خارجی حایز اهمیت است. کسی که بازار دارد می‎تواند فرمان بدهد. ولی ما باید فرض کنیم به عنوان سرزمین، ورود فیزیکی گمرک داریم، ورود مجازی قواعد رگولاتوری داریم. اگر یک شرکت چند ملیتی خواست اینجا تبلیغات کند و تجارت الکترونیکی راه بیندازد، باید مجوز و انبار داشته باشد. برای جلوگیری از آسیب دیدن صنعت بومی فناوری اطلاعات، باید حواسمان باشد در کوتاه مدت جوگیر و هیجان زده نشویم.
    و در نهایت فکر می کنید کدامیک از بخش های صنعت  آی تی آسیب پذیرتر هستند؟ 
    مساله‎ای که شاید امروز بسیار نگران کننده است، زیرساخت های نرم‎افزاری کشور است. واگذاری پروژه های دولت الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، نظام مالیاتی، شبکه بانکی و غیره خطرناک است. همچنین صنایعی که حجم وسیعی از GDP کشور را تامین می کنند و اتفاقا تکنولوژی آنجاها چندان نفوذ نکرده را باید ارتقا دهیم، وگرنه درمانده خواهیم شد.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی