fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 679
    تاریخ انتشار : 15 مرداد 1390 13:46
    تعداد بازدید : 2632

    Limbo

    تنها در تاریکی

    جایی میان دنیا و آخرت، جهانی تاریک که درخشش انوار آن جهانی اش را سایه های تاریک می بلعد.
    پسر جوان شجاعی که البته برای ادامه حیات در چنین محیطی آماده و مسلح نیست، در این دنیای خیالی گرفتار شده که موجودات خطرناک، مردمان بدرفتار و دام های کشنده همه جای آن پراکنده اند. در این جهان، قابل لمس ترین هدف، زنده ماندن است.

    این محیطی است که در بازی Limbo با آن مواجه اید، محیطی پر از معما با طراحی تاریک و فضاهایی به شدت خالی که به همراه موسیقی عجیب اش، شما را کاملا در نقش آن جوان جویای نام گرفتار برزخ قرار می دهد. طراحی هوشمندانه و محیط غریب و سیاه بازی از همه عوامل موجودش بهره می برد تا شما را پای دستگاه کامپیوتر میخکوب کند و البته امتیاز بسیار خوب 9 را از وب سایت های تخصصی بازی برای خود به ارمغان بیاورد.

    درست است که محیط بازی خشن و برهوت می نماید، اما اگر بخواهید در لیمبو زنده بمانید، باید چالاک باشید.

    در صحنه آغازین بازی بدون هیچ توضیح و راهنمایی در دنیای خیالی رها می شوید. سخت است و کسی هم به شما خوشامد نمی گوید. همان طور که گفتیم این جوان هیچ ابزاری هم ندارد و معمولا با تاریکی، یکی می شود و دیگر چیزی نمی بینید مگر تاریکی مطلق و البته دو چشم سفید درخشان که ویژگی اوست.

    داستانی وجود ندارد که بر اساس آن پیش بروید، هیچ علامتی نیست، کسی نیست که راهنمایی تان کند.  تنها داستان، داستان زنده ماندن است، باید از موانعی که پیش پای تان قرار می گیرد، به سلامت عبور کنید و ... نمیرید.

    اما نبود داستان  و فرم خاص و تاریک زیبایی شناختی بازی نگران تان نکند، موسیقی و جلوه های صوتی کاملا روی بازی نشسته و درگیرتان می کند، محیط هم اگرچه تاریک و سیاه است. اما دری است که با تخته بازی خوب جور شده است. در جهان سیاه و سفید لیمبو، از میان سایه جنگل های پردرخت، خانه های قدیمی و کارخانه های متروک می گذرید که همه، حس تنهایی و دور افتادگی را در شما بر می انگیزند و در دام بودن را با پوست و خون تان حس می کنید.

    در بخش عمده ای از ماجراها، تنهای تنهایید و حتی موسیقی بازی قطع می شود و البته به جای آن، صداهایی گاه و بیگاه شنیده می شود و رو به نیستی می رود. گاهی هم بارانکی می زند و بادی می وزد یا جیرجیرکی می خواند. اما دقایقی هم هست که موسیقی سکان بازی را به دست می گیرد. نوای بم و پر طنینی ناگهان جای موسیقی نرم پس زمینه را می گیرد و به خوبی با فعالیت هایی که جوان ماجراجوی لیمبو انجام می دهد، هماهنگ می شود.

    در کل مجموعه کوچکی از امکانات دارید که باید برای بقا در این جهان خیالی دوبعدی که ترکیبی از بازی های معمایی و پلات فورمی است، به آنها متکی باشید. پرشی کوتاه شما را از روی چاله های کوچک رد می کند، بعضی چیزها را می توان گرفت و جا به جا کرد، هل داد یا کشید. می توانید از طناب ها بالا بروید یا روی آن چرخ بخورید، درون آب بروید و شنا کنید یا از بلندی به پایین بپرید. البته اگر در دام هایی که سر راه تان قرار می گیرد گرفتار شوید، می میرید و به یک مرحله عقب بر می گردید. ضعف شما در حرکات قهرمانی که در اکثر بازی های ماجرایی یا پلات فورمی وجود دارد، به این معنی نیست که معماهای بازی، محدود و ساده است. معماها قلب تپنده لیمبو هستند . گول معماهایی که شبیه هم به نظر می رسند را نخورید که کاملا متفاوتند. پازل ها در مراحل اولیه یک مرحله ای هستند اما در مراحل پیشرفته تر، معماها هم پیچیده و پیچیده تر می شود. دیگر با حرکت دادن جسمی یا رد کردن دامی کارتان راه نمی افتد در معماهای پیچیده، باید از اشیای دور و ورتان استفاده کنید، سوییچ ها را روشن و خاموش کنید یا پرش هایی  کنید که سخت تر است. البته نمی توان گفت معماها سخت هستند، اما برای حل آنها به تفکر نیاز دارید و همین، حل معماها را جذاب تر و دلپذیرتر می کند. از سعی و خطا نترسید که شاکله حل معما در لیمبو بر آزمون و خطا استوار است و مرگ هر لحظه ممکن است گوشه ای در انتظارتان باشد. مثلا ممکن است ناگهان سنگی از کوه برسرتان بیفتد که کاری برایش نمی توانید بکنید یا بدون اینکه کاری کرده باشید برق به زمین زیرپای تان وصل شود. اکثر اوقات پیش آمدن مرگ در حالی که کاری از دست تان هم بر نمی آید، می تواند عذاب آور باشد اما در مورد لیمبو زیاد از این بابت سرخورده نمی شوید چون هم سیستم save بازی خوب است و عمدتا شما را فقط چند قدم به عقب بر می گرداند. از سوی دیگر، ترتیب قرار گرفتن اشیا کاملا منطقی است، بنابراین یکی دوبار که ببازید، می توانید اتفاقات را پیش بینی کنید.

    همین سهل و ممتنع بودن و مسیر خطی بازی، آنقدر لذت بخش است که شما را در دنیای تاریک لیمبو غرق می کند و زمانی به خود می آیید که یکی دو ساعتی است دارید بازی می کنید و اینجاست که شاید تنها نقطه ضعف بازی نمایان می شود؛ لیمبو ناگهان به پایان می رسد. البته بازی دوباره و رجوع به مراحل قبل نمک خودش را دارد. می توانید بروید و کارهای نکرده را به سرانجام برسانید و چیزهای دیگری جمع کنید. اما به هر حال آرزو می کردید کاش بازی این طور ناگهانی به پایان نمی رسید.

     

    سازنده و ناشر:

    PLAYED

     

    ژانر:

    2D platformer

     

    تاریخ انتشار:

    2اوت 2011


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی