آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 241412
تاریخ انتشار : 19 تیر 1397 11:45
تعداد بازدید : 490

نیروی محرکه نوآوری چین از کجا می آید

چین سال 1978 وارد کننده فناوری بود، اما از اواخر این سال دولت چین با پی بردن به نقش و اهمیت فناوری در توسعه اقتصادی، مصمم شد که شکاف فناوری با کشورهای پیشرفته را از میان بردارد. این کشور در ابتدا از کپی کاری فناوری ها و گجت ها شروع کرد، اما به جرات می توان گفت که هم اکنون بعد از آمریکا مهد فناوری است.


نسترن صائبی
سرمایه گذاری مستقیم خارجی در سال های اخیر نقش عمده ای در ورود فناوری به چین بازی کرده است. چین از سرمایه گذاری خارجی برای بازارهای داخلی و خارجی استقبال کرده و سیاست های گوناگونی از قبیل معافیت های مالیاتی، نرخ های نازل برای استفاده از زمین و انعطاف پذیری نیروی کار را در دسترس سرمایه گذاران خارجی قرار داده است. 
برای بومی فناوری وارداتی در چین تلاش گسترده ای صورت می گیرد. انتخاب فناوری وارداتی باید با نیازهای چین متناسب باشد و موجب تقویت ظرفیت های درونی کشور شود. مطالعات ارزیابی و امکان سنجی، باید تا جای ممکن قبل از شروع روند واردات فناوری صورت گیرد. دولت تلاش می کند همواره فهرستی از اولویت های خود را برای ورود فناوری اعلام کند و مدیریت کلان دقیقی در این عرصه اعمال کند تا از واردات فناوری های تکراری و نامناسب جلوگیری شود. همچنین دولت وظیفه خود می داند قوانین و مقررات لازم را در راستای تضمین حمایت مالی مناسب برای جذب فناوری وارداتی و مشارکت کامل واحدهای تحقیق و توسعه در تمام مراحل معرفی فناوری وارداتی و جذب و اصلاح آن اتخاذ کند. 
یکی از موفقیت های اساسی چینی ها ایجاد یک سیستم قوی علوم و فناوری بوده که به کمک آن توانسته اند هم نیروی انسانی متخصص را افزایش دهند و هم با گسترش تحقیقات داخلی زمینه های لازم را برای جذب و اصلاح فناوری وارداتی فراهم کنند. موفقیت دیگر چین دستیابی به فناوری پیشرفته به منظور تقویت مبانی فناوری و تقویت فرآیند توسعه صنعتی کشور است که دلایل نیل به این موفقیت، چرخش کامل اقتصاد کشور به سوی برون گرایی و میدان دادن به فعالیت بخش خصوصی و سرمایه خارجی و استفاده از روش های مختلف انتقال فناوری محسوب می شود که دو روش سرمایه گذاری مشترک و سرمایه گذاری مستقیم خارجی از عمده ترین آنها محسوب می شوند.با این حال به غیر از سرمایه گذاری خارجی دلایل دیگری نیز وجود دارد که باعث بروز نوآوری و پیشرفت این کشور در حوزه فناوری شده به مرور آن را از یک کپی کننده به رقیبی قدرتمند برای اقتصاد غرب تبدیل کرده است. 
استارت آپ ها یکی دیگر از این عوامل هستند. استارت آپ های چینی به مرور سیستم کسب وکار این کشور را تغییر داده اند. آنها چند سالی است که با استفاده از منابع و عوامل تاثیرگذار در رشد، فضای تجاری کشور خود را به سمت و سوی یک تولیدکننده برای شرکت های غربی تبدیل کرده اند. 

 اسطوره ای به نام DJI
مثالی از این استارت آپ های موفق، شرکت تولید پهپاد DJI است. در شهر شنزن چین، دفتر اصلی Da–Jiang Innovations یا DJI  قرار دارد؛ شرکتی که در زمینه ساخت هواپیماهای بدون سرنشین تجاری فعالیت می کند. این شرکت در سال ۲۰۰۶ میلادی و توسط یک دانشجوی رشته مهندسی به نام فرانک ونگ، 26 ساله، در هنگ کنگ تاسیس شد و به تدریج در زمره مطرح ترین نام های این صنعت قرار گرفت.
در طول دو سال گذشته و حداقل از نظر میزان کسب درآمد، DJI  تبدیل به موفق ترین تولید کننده و فروشنده صنعت پهپادها شده و حتی گفته می شود در حال مذاکره با برخی از کمپانی های مطرح دره سیلیکون است تا بتواند رقم قابل توجهی سرمایه تازه را جذب کسب و کار خود کند. گفته می شود که درآمد DJI در سال ۲۰۱۴ نسبت به یک سال قبل از آن افزایشی حداقل چهار برابری داشته و به رقم ۵۰۰ میلیون دلار رسیده است. عدد مورد بحث در سال جاری می تواند به یک میلیارد دلار برسد و بر مبنای این گمانه زنی ها، حالا ارزش کمپانی مذکور باید برابر با چندین میلیارد دلار باشد.
فرانک ونگ از تعمیر کنترلر پهپاد خود ایده گرفت و این شرکت را تاسیس کرد که امروز ۷۰ درصد از بازار پهپادهای مخصوص کاربر معمولی را در اختیار دارد. رسانه های غربی همیشه معجزه رشد چین را دست کم گرفته اند. آنها معتقد هستند این کشور با کمبودهای اساسی در زمینه فناوری روبه رو است و راه زیادی برای رسیدن به غرب دارد، اما DJI یکی از نمونه هایی است که خلاف این ادعاها را اثبات کرده است.
در سال 2017، فروش DJI حدود 2/7 میلیارد دلار بود که رشد سالیانه آنها از ۲۰۱۳ تا 2017 را به حدود 100 درصد رساند. 30 درصد از درآمد این شرکت از کشور چین تامین می شود و آمریکا و اروپا نیز در حدود همین مقدار درآمد آنها را تامین می کنند. آمریکای جنوبی منبع درآمدی بعدی است که 10 درصد از درآمد این استارت آپ را تامین می کند. این شرکت در حال حاضر حدود 10 میلیارد دلار ارزش دارد که ونگ را با سهام 45 درصدی به اولین میلیاردر صنعت پهپاد تبدیل می کند.

 اکوسیستم کارخانه ای نسل جدید
چین مناطق و شهرک های صنعتی زیادی برای تولید انواع محصولات دارد. به عنوان مثال، منطقه «دلتای رودخانه مروارید» در این کشور اکوسیستم ساخت و تولید اجزای الکترونیک با سطح جهانی به شمار می رود که با زیرساخت های فیزیکی، تدارکات و قابلیت های تولید بالا تمام فاکتورهای مورد نیاز برای تولید را دارد. در حالی که ایالات متحده عملا قابلیت های سخت افزاری خود را از دست داده است.
دسترسی به امکانات عالی ساخت و تولید برای شرکت ها مزایای متعددی دارد. اولین مزیت اینکه شرکت های چینی به سرعت می توانند نمونه های اولیه محصولات را تولید کنند و زمان معرفی محصول اولیه را کاهش دهند. به عنوان مثال در منطقه دلتای رودخانه مروارید، تامین کنندگان قطعات نیز وجود دارند. اگر بخواهیم سرعت را در این منطقه با مهد فناوری جهان یعنی سیلیکون ولی مقایسه کنیم، باید بگوییم نمونه اولیه ای که در سیلیکون ولی در طول دو هفته تولید می شود، در این منطقه در عرض یک شب آماده خواهد شد. 
برای درک اهمیت نمونه های اولیه در تولید محصولات بهتر است بدانید جاروبرقی مشهور دایسون، پنج هزار نمونه اولیه داشته است. علاوه بر قابلیت تولید سریع نمونه اولیه، دسترسی دست اول به تولیدکنندگان قطعات، کاهش هزینه 50 تا 60 درصدی را برای شرکت های چینی به همراه دارد.

 نیروی کار حرفه ای و نیمه حرفه ای
برخلاف سال های پیش که نیروی انسانی در چین بسیار ارزان قیمت بود، دستمزد کارگران در این کشور رو به افزایش است و به همیت دلیل، تولید ارزان به کشورهایی چون ویتنام و بنگلادش تغییر مسیر داده است. البته هنوز در چند بخش دسترسی به نیروهای با قیمت مناسب امکان پذیر است. بخش های تحقیق و توسعه، بازاریابی و فروش از این نمونه ها هستند. 
در این سیستم مهندسان قابلیت های جدیدی را برای محصولات طراحی می کنند و متخصصان بازاریابی و فروش روی تعیین قیمت پایین و پیدا کردن بازارهای رقابتی و تدوین مدل های کسب وکار فعالیت می کنند.
ویژگی مهم دیگر متخصصان و کارگران چینی، سختکوشی و کار زیاد آنهاست. چنانکه از نتایج مطالعات شرکت زیمنس، به طور مثال مهندسان شرکت هواوی، به عنوان بزرگترین تولید کننده تجهیزات مخابراتی در چین، سالامخخ دو هزار و 750 ساعت کار می کنند. این ساعت کاری دو برابر ساعت کاری مهندسان در سیلیکون ولی است. 
شاید یکی از دلایل و فاکتورهای بالا بودن دستمزد مهندسان و مدیران در کشورهای غربی را هزینه بالای تحصیل در این کشورها دانست. با این حال چین با توسعه آموزش داخلی و سرمایه گذاری در دانشگاه هایش توانسته است مهندسان و مدیران خبره ای را به صنعت وارد کند. علاوه بر این، چین 
البته آمریکا نیز مهندسین و مدیران بسیاری دارد؛ اما قطعا هزینه ی این نیروهای انسانی زیاد است. دلیل آن نیز بالا بودن هزینه ی تحصیل در این کشور است. چین با توسعه ی آموزش داخلی و سرمایه گذاری در دانشگاه ها توانسته مجموعه ای ارزشمند از مهندسین و مدیران را تربیت کرده و به صنعت تحویل دهد. بعلاوه چین شرایط خاصی را ایجاد کرده است تا افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند و مهارت کافی برای انجام بعضی کارها را دارند، برای استخدام جذب شرکت های این کشور شوند. 
 امکاناتی عالی برای افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند فراهم کرده تا به کشور خود بازگردند.

 بازار عظیم داخلی
چین بیش از 2/3 میلیارد نفر جمعیت دارد که زبان اصلی تقریبا همه آنها ماندارین (قریب به یک میلیارد نفر) است و همین امر باعث شده که اقتصاد در این کشور با شدت بیشتری رشد کند و در ضمن یک بازار داخلی عظیم برای محصولات تبدیل شود. 
این قابلیت به شرکت ها امکان می دهد محصولات خود را به راحتی آزمایش کنند و به سرعت از یک کاربر به 100 کاربر برسند. در نتیجه شرکت های چینی با بهبود مدل های کسب وکاری خود در داخل کشور، با اعتماد به نفس بیشتری به بازارهای بین المللی وارد می شوند. به عنوان مثال هایر ابتدا یک تولیدکننده محصولات خانگی ارزان و باکیفیت در چین بود و سپس با استفاده از این اعتبار به سمت بازارهای بین المللی حرکت کرد و حتی توانست بخش لوازم خانگی اسطوره این صنعت یعنی جنرال الکتریک را خریداری کند.
  منبع: Harvard Business Review


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :