آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 229954
تاریخ انتشار : 16 دی 1396 11:10
تعداد بازدید : 807

همدلی و اصلاح

طی چند روز گذشته موضوعی داغ تر از ناآرامی های تهران و دیگر شهرهای کشور نبوده. یکی از سرمقاله هایی که در روزنامه های کشور منتشر و مورد اقبال قرار گرفت، سرمقاله غلامرضا حيدری، نماینده مجلس با تیتر «همدلي و پاسخگويي» بود.


وی نوشت: «در مساله اعتراض های هفته اخير نياز به تفكيك برخي موضوعات از يكديگر ضروري است. اقشار مختلفي از جامعه به دلايل مختلف از جمله فشار هاي اقتصادي به ستوه آمده و خواستند با اين شيوه صداي خود را به گوش مسوولان برسانند. در اين ميان عده اي با هدف سوءاستفاده از اين اعتراض هاي مردمي، قصد داشتند فضاي اعتراض ها را متشنج كرده و به خشونت بكشند. نكته مهمي كه بايد به آن توجه كرد بستر اين اعتراض ها است. موضوع گراني و تورم اين روزها طاقت فرسا شده است. موضوع گراني ها و چرخه معيوب افزايش قيمت ها سال هاي سال است در كشور وجود دارد و تصميماتي داريم كه اين شيوه تصحيح شود.» 
وی در ادامه سرمقاله اش نوشت: «وظيفه مسوولان آن است كه صداي اعتراض مردم را شنيده و در راستاي حل مشكلات اقتصادي كشور قدم بردارند. اكنون همدلي آن است كه پاسخگوي مردم معترض باشيم و با اقدامات لازم علاوه بر حل مشكلات از اين افراد دلجويي كنيم». 
روزنامه شرق اما سرمقاله ای به قلم ناصر فکوهی داشت که آن را «دموکراسي يا پوپوليسم» نام گذاشت. فکوهی در این سرمقاله نوشت: «٢٠ سال پيش در آستانه هزاره سوم ميلادي، به نظر مي رسيد نظام ها و فرايندهاي دموکراتيک با سقوط امپراتوري شوروي پيشين، اصلاحات اقتصادي- اجتماعي گسترده در چين و آسياي شرقي و جنوب شرقي و گسترش نظام هاي دموکراتيک در آسياي ميانه و خاور ميانه، اروپاي شرقي و آمريکاي لاتين، وارد صحنه شده اند. به علاوه بالاگرفتن قدرت نيروهاي عدالت طلب و ميانه رو، احزاب طرفدار محيط زيست، صلح جو و مخالف نظامي گري در صحنه سياسي قدرت هاي بزرگ اروپاي غربي و آمريکاي شمالي، آغازي جديد را براي جهان نويد مي داد. به نظر مي رسيد زندگي بهتر، مرفه تر و به دور از خشونت و آکنده تري از آزادي در کنار فناوري هاي جديد رايانه اي ازجمله شبکه هاي اجتماعي، موتورهاي جست وجو، برنامه هاي دسترسي باز و... نويددهنده چنين جهاني هستند؛ اما حادثه يازدهم سپتامبر ٢٠٠١ و حوادث پس از آن، يعني تخريب چندين کشور در خاور ميانه به دست آمريکا، تلنگري بود که احتمال پديدآمدن سناريوي ديگري را که شايد بتوان آن را سناريوي وحشت ناميد، پديد آورد. اين سناريو در خطوط کلي، پيش بيني مي کرد ميان سرمايه داري متأخر مالي، ضد اجتماعي و پول محور از يک سو و سيستم هاي سياسي قدرت مدار يا پوپوليستي جهان سومي از سوی دیگر، اتحاد شومي به وجود بيايد که دستاوردهاي بيش از ٥٠ سال صلح نسبي در جهان را بر باد دهد. سال ٢٠١٧ متأسفانه از بسياري جهت ها نشان داد اين سناريوي هولناک چندان دور از واقعيت نبوده و در صورتي که جنبش گسترده اي در سطح جهان براي مقاومت شکل نگيرد، بايد شاهد تخريب يک به يک اين دستاوردها باشيم». 
وی در پایان سرمقاله اش نوشت: «از هم اکنون در همه کشورهاي جهان به ويژه در آمريکا، مردم در پي به تثبيت رساندن هدف استراتژيک آشتي انسان با طبيعت و برپايي اقتصادی انسان محور و کنارگذاشتن رفتارهاي غيرانساني و ضدطبيعت و سوداگرانه هستند و ما نيز بايد جايگاه خود را در اين مبارزه داشته باشيم؛ چون ممکن است اگر دست روي دست بگذاريم، مانند همسايگان خاور ميانه اي خود، از اين آفت در در جهان آسيب ببينيم».


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :