آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 229916
تاریخ انتشار : 16 دی 1396 9:40
تعداد بازدید : 1720

قانون خوب است اگر ...

وحید حجه فروش - یک کانال تلگرامی با بیش از یک میلیون عضو، از مدتی پیش مطالبی را منتشر می کند که به مذاق حاکمیت و دولت مردان خوش نمی آید. زنگ خطر به صدا درآمده است. با شروع تجمع های اعتراضی در نقاط مختلف کشور، این کانال به شکل اعجاب انگیزی عضو می گیرد و در یک روز بیش از 300هزار عضو جدید به آن می پیوندند. وزیر ارتباطات از طریق یک شبکه اجتماعی که در ایران فیلتر شده، مدیرعامل تلگرام را مخاطب قرار می دهد و از او می خواهد این کانال را به دلیل انتشار محتوای خشونت آمیز از دسترس خارج کند.

hajjehforoosh@
کانال مذکور توسط تلگرام حذف می شود، اما مدیر کانال به پاول دوروف اطمینان می دهد مدیری که آن محتوای خاص را در کانال منتشر کرده دیگر با آن تیم همکاری نمی کند و از تلگرام می خواهد اعضای کانال حذف شده را به کانال جدیدی که ساخته است منتقل کند. مدیرعامل تلگرام از این موضوع استقبال می کند و نزدیک به 800هزار عضو از کانال حذف شده به کانال جدید منتقل می شوند.
دیگر راهی جز فیلتر کردن تلگرام باقی نمانده است. تصمیمی که کمتر مدیر ارشدی در ایران جرات و شهامت انجام آن را داشت، اما شرایط آن قدر حساس و خطرناک هست که عبور از آن به بهای زیر پا گذاشتن حرف های پیشین وزیر و رییس جمهور باز هم به صرفه باشد. تلگرام فیلتر می شود و به یک باره 40 میلیون ایرانی دنبال انواع و اقسام روش های دور زدن فیلتر می روند.
تیر فیلترینگ به سنگ خورده است. اکنون باید راه اصلی را بست؛ قطع کردن اینترنت. در زمان های مختلفی از روز در مناطق مختلف، دسترسی کاربران به اینترنت بسته می شود و اعتراض به این کار از همه سو بالا می گیرد. مردمی که نمی توانند حتی امور روزمره ساده خود را بدون اینترنت انجام دهند و کسب وکارهایی که با سرمایه گذاری های چند میلیاردی دچار زیان های فراوان می شوند.
به نظر می آید راه دیگری هم هست: تلگرام و اینستاگرام فیلتر بمانند، مردم به اینترنت دسترسی داشته باشند اما سرورهایی که نرم افزارهای فیلترشکن از آن ها استفاده می کنند از طرف ایران غیرقابل دسترسی باشند. دسترسی به سرورها مسدود می شود و هم زمان، بسیاری از اپلیکیشن ها، سایت ها و سرویس های ایرانی هم از دسترس خارج می شوند چون از مدت ها پیش برای ارائه خدمات بهتر به کاربران و کاهش هزینه های جاری شان، از همان سرورها استفاده می کرده اند بی آن که بتوانند پیش بینی کنند روزی خدمات سرور آن ها از داخل ایران مسدود شود. اپلیکیشن های مانند پونز، پازلی، تپسی و بسیاری سایت و سرویس دیگر که بر سرورهای «دیجیتال اوشن» میزبانی می شوند.
علاوه بر این کسب وکارها، صدای بسیاری از فروشندگان کالا و ارائه دهندگان خدمات که بستر اصلی تعامل، فروش و تبلیغات شان تلگرام و اینستاگرام بود هم درآمد. گزارش هایی هم منتشر شد که این کسب وکارهای کوچک، در اثر این اختلال ها و فیلتر شدن ها، میلیاردها تومان زیان دیده اند. اما واقعاً چرا ایجاد اختلال های این چنینی برای دولت ایران تا این حد ساده و بدون تبعات جدی اقتصادی و اجتماعی است؟
اقتصاد ایران هم چنان اقتصادی نفتی است و به نظر می آید تا مدت های طولانی هم، (شاید تا روزی که آخرین قطره نفت مان را بفروشیم) اقتصادی نفتی باقی خواهد ماند. برای یک اقتصاد نفتی، وضعیت چنین کسب وکارهایی اهمیتی ندارد وقتی که مجموع درآمدشان، در قیاس با درآمد ناشی از فروش نفت، عدد ناقابلی است و جالب تر این که، این کاسب های کوچک، از همین عدد ناقابل هم، مالیاتی پرداخت نمی کنند که دولت و درآمدش به آن ها وابسته باشد.
یک فروشگاه لباس اینستاگرامی که روزانه چندین میلیون تومان فروش دارد، کانال تلگرامی ای که ماهانه ده ها میلیون تومان از تبلیغات درآمد دارد یا هنرمندی که محصولات هنری اش را از طریق توییتر می فروشد و اکنون از فیلتر شدن اینستاگرام و تلگرام و توییتر گله مند هستند، آیا یک ریال از درآمد خود را به عنوان مالیات پرداخت کرده اند؟ اگر حفظ حریم خصوصی و دسترسی آزاد به اینترنت قانون است، پرداخت مالیات هم قانون است. اما ما به قانونی عمل می کنیم که منفعت آنی مان را به دنبال داشته باشد.
تا زمانی که مردم یک کشور، در عمل به قوانین، انتخابی رفتار کنند، نمی توانند از دولت مردان شان انتظار داشته باشند که آن ها چنین نکنند. گاندی گفت: «تغییری باشید که می خواهید در جهان ببینید». اگر مطالبه کسب وکارهای آنلاین، رعایت قانون در هر شرایطی است، خودشان هم باید در هر شرایطی قانون را رعایت کنند. تا وقتی که رفتار ما بر اساس گزاره «قانون خوب است اگر به نفع من باشد» شکل بگیرد، از هیچ حکومت و دولتی نمی توانیم انتظار قانون مداری بی قیدوشرط داشته باشیم.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :