fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 225599
    تاریخ انتشار : 4 آذر 1396 6:26
    تعداد بازدید : 846

    این تازه واردهای بی تجربه

    علی شمیرانی- این روزها جایی نمانده که از حیث حضور چندین و چند جوان که تحت عنوان شرکت، استارت آپ، فین تک، اپ نویس، بازی نویس، دانش بنیان یا سایر قالب های دیگر خالی مانده باشد.

    Shemirani@
    این جوانان به زعم خودشان و با یک دنیا ایده و آرزو آمده اند کارآفرینی، کسب درآمد و ایجاد شغل کنند. اما موضوع اینجاست که بسیاری از آنها فقط سطح قضایا و قصه ها را می بینند که فلان شرکت داخلی یا خارجی هم روزی با حضور چند جوان (احتمالا در گاراژ خانه ای!) پا گرفته و حالا غول های بزرگی شده اند.
    هر روز از این جلسه به آن جلسه دولتی و خصوصی می روند، با وعده چند مسوول دولتی و خصوصی به هیجان می آیند، ارقام میلیون و میلیارد دلاری که به عنوان وام قرار است به این شرکت ها بدهند، آنها را سرمست می کند و خلاصه تصور می کنند همین که مسوولی گفت فلان مشکل را رفع می کنم، همین فردا صبح کسب وکار کوچکشان روی روال می افتد و پولدار می شوند.
    اما بسیاری از آنها چیز زیادی از حقایق و بی رحمی بازار نمی دانند. بسیاری از آنها نمی دانند که از جیبشان در حال صرف هزینه تحقیق و توسعه و بازارسنجی عقاب ها و غول هایی هستند که از بالا تمام تحرکات آنها را رصد می کنند. بسیاری از آنها نمی دانند که اگر روزی توانستند از هفت خوان رستم گذر کرده و راهی برای خودشان بازکنند، باید با پدیده ها و افرادی مواجه شوند که با یک اشاره می توانند کسب وکار آنها را محو کنند.  بسیاری از آنها نمی دانند که با هشتگ ها و کمپین ها و خطاب قرار دادن این مسوول و آن مسوول کارشان به جایی نمی رسد و در نهایت اینکه بسیاری از آنها نمی دانند بر سر مردانی که روزی موی خود را در راهی مشابه آنها سفید کرده اند، چه آمده است.
    حالا برخی از آن بسیار اما تازه فهمیده اند یک من ماست چقدر کره دارد. حالا صدای نازک و ضعیف اعتراضاتی پراکنده به گوش می رسد که چرا کسب وکار من فیلتر شد، اما کسب وکار دیگری نشد؟ چرا فلان وعده به سرانجام نرسید؟ چرا یک رقیب یکشبه ره صدساله رفت؟ چرا کسی به داد ما نمی رسد و هزاران چرای دیگر.
    این برخی اما کمی دیر متوجه شده اند کسب وکارهای امثال آنها تا زمانیکه در بازار جا نیافتاده اند، کسی کاری به کارشان ندارند، اما بازار که جواب داد و گرفت، سر و کله رقبای پیدا و پنهانی پیدا می شود که با انبوهی از پول و رانت و حمایت و سرمایه مثل باد از روی آنها و ریلی که متر متر روی هم سوار کرده اند، رد می شوند و سپس آنها می مانند و خستگی و بدهی و آرزوهایی که بر باد رفته. حقیقتی تلخ که راه برون رفت از آن در این مقال نمی گنجد. 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :