fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 213603
    تاریخ انتشار : 25 تیر 1396 10:20
    تعداد بازدید : 534

    وزیر آتی آی تی کیست؟

    چندی پیش بدون اطلاع قبلی عده ای از دوستان صنفی بر ما شبیخون زدند و پس از سلام و علیک و احوالپرسی های متعارف به دو دسته تقسیم شدند و روبه روی هم نشستند.

    امیر حسین سعیدی نایینی
    ابتدا با آب و تاب گفتند: ما باید در سرنوشت حرفه ای خود نقش داشته باشیم. نباید اجازه دهیم دیگرانی که نه تخصص شان به اندازه ماست و نه تعهدشان، اداره امور حرفه ای ما را به دست گیرند و عمر ما را تلف کنند.
    تا کی می خواهیم اینچنین بی تفاوت از کنار ظلم و ستمی که بر ما روا می رود بگذریم؟
    حرفه ما نقشی کلیدی در راستای تحقق اهداف نظام  داشته و باید به آن توجه کنند تا رفاه و عزت دولت و  ملت حاصل شود... خلاصه داد سخن از اهمیت حرفه خود دادند و با شور و هیجان خواستار عزمی جزم برای احقاق حقوق خود بودند.
    چون دو طرف را در حال ارایه سخنرانی های پر هیجان دیدم؛ یاد انتخابات افتادم و گفتم: می دانید مدت مدیدی است که انتخابات تمام شده است و جهت اطلاع شما باید بگویم آقای دکتر روحانی نیز به عنوان ریاست محترم جمهور انتخاب شده اند.
    گفتند: ولی وزیر مربوطه ما در  کابینه هنوز انتخاب نشده است و ما باید در انتخاب ایشان نظرات خود را اعلام کنیم و آقای رییس جمهور هم به نظرات ما اهمیت بدهد یا فرد معرفی شده از طرف مارا انتخاب کند یا کسی را که بتواند مشکلات مارا رفع کند، به این پست حساس بگمارد.
    پرسیدم: خب فرد مورد نظر شما کیست؟
    گفتند: خود شمایی.
    با تعجب پرسیدم: چرا من؟
    گفتند: برای اینکه به هر کسی پیشنهاد کردیم قبول نکرده است.
    پرسیدم: چرا قبول نمی کنند؟
    گفتند: به دلایل متفاوت. مثلا یکی می گوید کدام رییس دولتی به حرف بخش خصوصی اعتنا کرده که این دومی اش باشد و چرا باید خودرا سبک کنیم؟ دیگری می گوید نه حقوقی دارد که صرفه و صلاح  دنیوی در آن باشد و نه اختیاری که بتوان مشکلی را حل کرد و ثوابی اخروی برد. عده ای را نظر بر این است که هرکه وزیر شد، در ریلی افتاده است که باید تا پایان راه را برود و در آن راه کمتر صرفه و صلاح بخش خصوصی دیده شده است و چه بسا در بعضی جاها باید آنها را نادیده گرفت و اگر حواس شان نبود، باید از روی آنها رد شد. پس اگر قبول کنیم نه تنها عمرمان تلف شده است؛ بلکه همین چند دوست هم که داریم، تبدیل به دشمن می شوند.
    نفراتی هم هستند که می گویند بخش خصوصی را انتخاب کرده ایم که آقا و نوکر خودمان باشیم. حالا چرا باید شغلی را قبول کنیم که همه مسوولیت هایش با ما باشد ولی اختیارش با دیگران؟ 
    عده ای دیگر می گویند بدون تغییر ساختار پیچیده دولتی کاری از پیش نمی رود و تحول در آن که بدنه ای بعضا فاسد دارد و طناب بوروکراسی دست و پای آنها را بسته است، کار ما نیست.
    خلاصه هر کسی بهانه ای می آورد.
     پرسیدم: با این تفاصیل پس چرا سراغ من آمده اید؟
    گفتند: تو که عمرت تلف شده؛ این چهار سال هم روش!
    گفتم: واقعا با داشتن دوستانی چون شما نیاز به دشمن نیست و پرسیدم آیا این همه تقبل زحمت کرده اید که  اتلاف عمر ما را به رخ بکشید؟
    گفتند نه و ادامه دادند که قصد دارند همگی با هم در این جلسه انتظارات خود را از ریاست محترم جمهور بیان و طی نامه ای به ایشان اعلام کنند.
    چون بحث و اظهارنظر شروع شد، عده ای سخت نا امید، حتی این نامه ها و حرکت های صنفی را بی فایده می دانستند و عده ای دیگر برخلاف آن تصور داشتند که با اتحاد و انسجام صنفی چنین و چنان خواهند کرد.
    عده ای دیگر فهرستی که وزارت فاوا طبق وظیفه باید عمل می کرده و انجام نداده است، بیان کردند و بسیاری به نقش و اهمیت وزارتخانه پرداختند و عدم ارتباط منسجم با صنف را ضعف بزرگی برای آن قلمداد می نمودند.
    عده ای نیز مشکلات صنفی خود چون مالیات، بیمه، عدم پرداخت مطالبات، کسادی بازار، فساد در بدنه دولتی، عدم رعایت قانون توسط بعضی دستگاه ها و رفتار بعضی خصوصی ها و دولتی ها و خصولتی ها و عقد قراردادهای ظالمانه و بی کسی و بیکاری و... را بیان کرده و توقع داشتند وزیر آتی همه آنها را رفع نماید.
    در همین بحبوحه یکی با صدای بلند گفت: خسته نشدید از تکرار این حرف هایی که عمری است می گویید وکسی اعتنایی نمی کند؟
    گفتند: بازهم می گوییم زیرا امید داریم که روزی این موانع برطرف شود.گفت: کاش از دیگران نا امید می شدید و بر خود تمرکز می کردید و ادامه داد: من جای شما بودم فقط دو نکته را  برای رییس جمهور می نوشتم.
    اول آنکه  قسمش دهید: تو را جان بیست و چهار میلیون رای دهنده ات از همین ها که وزیر  و دبیر بوده اند، یکی را بر این مهم بگمار مثل همین آقای واعظی که وزیر بوده یا همین آقای فیروزآبادی که دبیر بوده زیرا هر چه سخنرانی و وعده و عید و قول و قرار بوده، ارایه کرده اند و هر دو مهرشان چون خویشاوندانی نزدیک در دل اهل حرفه  فرو رفته و بیرون کشیدن این مهر خسارتی است بر بخش خصوصی که عادت به مهر ورزیدن پیدا کرده است.
    اگر کسی از بیرون آید هر چقدر هم دانا باشد، فرجی حاصل نمی شود و باز چهار سال ما اهل حرفه باید شعارها و وعده های تکراری را گوش کنیم و بدانیم و آگاه شویم که چقدر این بزرگان دولتی به بخش خصوصی عشق می ورزند و  چه کارها و طرح هایی که برای  حمایت بخش خصوصی در سر نمی پرورانند و خلاصه چهار سال دیگر چون چهار ساله های دیگر سپری و فقط خویشاوندی دیگر بر خیل خویشاوندان بخش خصوصی اضافه می شود.
    دوم آنکه به ریاست محترم جمهور اطلاع رسانی کنید که مدت مدیدی است وزارت پست و تلگراف و تلفن به وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییر نام یافته و گرچه هنوز تغییرات ساختاری آنچنانی در راستای فناوری اطلاعات رخ نداده و بیشتر گرفتار سیم و سیم کشی و سیمبانی است ولی دلیل نمی شود که جناب ایشان کارهای پستی خود را به وزیر محترم مربوطه ما حواله کند و هر از چند گاهی ایشان را به عنوان پستچی برای رساندن نامه از این کشور و به  آن کشور بفرستد و کارهای مهم و حساس مربوطه تحت الشعاع کار پست قرار گیرد.
    چون بحث به اینجا کشید عده ای خواستار ادامه آن در جلسات بعدی شدند که موافقت شد.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :