fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 207242
    تاریخ انتشار : 16 اردیبهشت 1396 3:15
    تعداد بازدید : 852

    برابر پارسی برای abstract و مشتق هایش

    یوسف امیری- یکی از مفهوم های مهم در زمینه های مختلف دانش به ویژه در زمینه فلسفه و اندیشه در زبان انگلیسی با واژه abstract بیان می شود و در طراحی نرم افزار و دانش رایانگر هم کاربرد زیادی دارد. در این ستون برابر پارسی برای آن و مشتق هایش پیشنهاد می کنم.

    برابر رایج آن معمولا واژه عربی تبار «انتزاعی» است و گاهی هم از «مُجرّد» استفاده می شود؛ اما این دو صرف پذیری مناسب برای ساخت همه مشتق های واژه انگلیسی را ندارند. گاهی هم به ویژه در هنر، از شکل فرانسه ای آن یعنی آبستره (abstrait) استفاده می کند که گویا نخواسته اند زحمتی بکشند!این واژه انگلیسی درنهایت به فعل abstrahere در لاتین می رسد که از دو بخش ساخته شده است: پیشوند ab/abs به معنای «بیرون» و فعل trahere به معنای «کشیدن». کاربرد آن در فلسفه و دانش های دیگر مانند ریاضی یا دانش رایانگر به همین مفهوم اشاره می کند چون معمولاً ویژگی های دنیای مادی و لمس شدنی یا ظاهری از آن بیرون کشیده می شوند. برای نمونه وقتی در بحث معماری یا سیستم عامل از abstract hardware layer  سخن می گوییم، منظورمان سخت افزاری است که بسیاری از ویژگی های فیزیکی و مادی و رایج در بازار یا صنعت از آن بیرون کشیده شده و تنها کارکردهای اصلی آن مدنظر است. جالب آنکه «انتزاع» عربی هم در باب افتعال از ریشه ن/ز/ع به معنای بیرون کشیدن است؛ اما همان گونه که گفتم توانایی صرف همه مشتق ها را ندارد و اگر بخواهیم از آن استفاده کنیم، مجبور می شویم صرف و نحو عربی را بر پارسی تحمیل کنیم و گفتیم یکی از مهم ترین معیارهای ما برای واژه سازی آن است که تنها دستور زبان پارسی را به کار ببریم و دستور زبان پارسی را با تحمیل ساختارهای عربی یا انگلیسی و دیگر زبان ها پیچیده نکنیم. «مجرد» و «تجرید» هم همین ایراد را دارند. در زبان پارسی واژه ای که همین معنا و مفهوم بیرون کشیدن را برساند، فعل «آهیختن» و «آهنجیدن» است. فعل «آهیختن» (و شکل های دیگرش یعنی «آهختن» / «آختن») به ویژه برای شمشیر از نیام بیرون کشیده کاربرد فراوانی داشته است. فعل «آهنجیدن» هم در شعرها و نوشته های فلسفی ناصر خسرو دقیقاً به همین معنای abstract انگلیسی به کار رفته است. دکتر میرشمس الدین ادیب سلطانی هم همین واژه را در ترجمه های فلسفی خود به کار برده است؛ از این رو ما هم همین را پیشنهاد می کنیم. بدین ترتیب، برابرهای پارسی برای این واژه انگلیسی و مشتق هایش چنین خواهد بود: فعل to abstract = آهنجیدن، نام مصدر abstraction = آهنجش، صفت مفعولی abstracted = آهنجیده، صفت ساده abstract = آهنجان، صفت abstractive = آهنجنده، صفت فاعلی abstracter = آهنجشگر


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :