fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 196331
    تاریخ انتشار : 5 آذر 1395 23:33
    تعداد بازدید : 1266

    استارت‌آپ‌ها به خروج از تهران تمایل دارند

    مهاجرت معکوس مهاجران

    وضعیت پایتخت ایران بحرانی است. بیشتر مشاغل مهم و کلیدی کشور در تهران متمرکز شده اند و خیل جمعیت از سراسر ایران، برای یافتن پاره ای از این مشاغل به این شهر پهناور سرازیر شده است. این توزیع فشرده مشاغل در یک ناحیه کوچک، خالی از پیامد نیست. ترافیک و آلودگی هوا در تهران بی داد می کند و مسکن و رفت و آمد به دغدغه اصلی ساکنان این کلان شهر تبدیل شده است. ولی آیا هیچ راهی نیست که برخی از مشاغل را بتوان از مرکز خارج کرد؟ مشاغلی که لزوما برای پیشبرد کار خود و در تعاملات درونی و بیرونی شان، نیازی به حضور در تهران ندارند. اگر چنین دسته ای از مشاغل وجود دارد، چه ویژگی هایی دارند و دلیل ماندنشان در تهران شلوغ پردود چیست؟

    نسیم آزادگان
    در چند سال اخیر با پدیده نوینی در صنعت و اقتصاد کشور روبه رو شده ایم که از بنیان های سنتی و تعاریف معمول شغل و حرفه فراتر رفته است؛ صنعت آی تی با شرکت های نوپا و خلاقیت های روزافزونش در ارائه خدمات، بستری بی سابقه پدید آورده تا افراد بتوانند در سطحی متفاوت از آن چه تا کنون تجربه کرده اند، به فعالیت بپردازند. شرکت هایی که بر فناوری و ارتباطات نوین بنا شده اند، لزوم تعاملات رودررو را به کمینه رسانده و نیازی به قرارگیری در مجاورت سازمان ها و ادارات دیگر ندارند. چنین ویژگی هایی موقعیتی آرمانی برای تمرکززدایی به وجود آورده است و البته، خودِ فعالان این صنعت نیز، چنین ضرورتی را حس کرده و به ندای آن پاسخ گفته اند. پونیشا، استارت آپ بازار کار آنلاین، یکی از نمونه های مهاجرت از مرکز برای شرکتی است که نیاز کاربردی به استقرار در تهران ندارد و طی یک عمل خوش فکرانه برای به دست آوردن آرامش، هوای تمیز و بهینه سازی فضای کاری به رشت کوچ کرده است.
    در بخش های خاوری ایران، کسب وکاری مانند پازلی، نمونه خوب دیگری است از آن هایی که مهاجرت کرده اند و به شکل مناسبی پا گرفته اند. مصطفی لطفی، مدیر پازلی که بعد از یک سال و نیم فعالیت در تهران، شش ماه است این کسب وکار طراحی اپلیکیشن را به بیرجند منتقل کرده، مزایا و معایب چنین تصمیمی را برمی شمرد؛ از طرفی در شهرهایی مانند بیرجند، نیروی کار فراوان است و امکانات مناسبی برای فعالیت چنین نیروهایی وجود دارد؛ هزینه ها نیز به نسبت تهران بسیار پایین می آید که برای کسب وکارهای نوپای این چنینی بسیار باصرفه تر است. و از طرف دیگر، در بیرجند از ترافیک، هزینه های سربار و اصطکاک هایی که در تهران وجود دارد، خبری نیست. همین عوامل، تمرکز و سرعت بیشتری به کار می بخشد.
    با این حال، اکوسیستم کارآفرینی در شهرهای غیر از تهران، هنوز آن قدر قوی نشده که بتواند نیازهای اولیه تیم های نوپا را از قبیل شبکه سازی و ایجاد همکاری های مشترک برآورده کند؛ و این کسب وکارها در ابتدای کار نیاز دارند در تهران پا بگیرند تا از دید، تجربه و راهنمایی افراد باتجربه و پیش کسوت استفاده کنند. البته با گذر کردن از فاز اولیه، اگر جامعه استارت آپی شهرشان از انسجام خوبی برخوردار باشد، بازگشت و استقرار پایگاه مرکزی، هم به خود استارت آپ کمک می کند و هم یک گام مثبت در جهت تقویت اکوسیستم شهر است. چنین حرکتی باید در زمان مناسب و با دقت لازم صورت گیرد تا مبادا با ایجاد اصطکاک اضافه، حیات کسب وکار را به خطر بیندازد.
    این نمونه های موفق باعث شده اند تا گروه های دیگری نیز به فکر مهاجرت کاری بیفتند؛ وحید کریمانه، مدیر فول فکر یکی دیگر از کسانی است که قصد دارد تیمش را به شهر دیگری انتقال دهد. او که ماهیت فناورانه بودن کار و فاز توسعه محصول را دلیل خوبی برای انتقال –هرچند موقت- گروهش به رشت می بیند، معتقد است که حتی اگر لازم باشد، شهر به شهر، جاهای دیگری را نیز امتحان می کند تا یک مکان مناسب برای ماندن پیدا کند. در این جویش، خوبی آب وهوا و وجود اینترنت پر سرعت، از معیارهای اصلی انتخاب شهر مقصد هستند، و فرهنگ و زبان در این انتخاب تاثیری ندارد. به گفته کریمانه، دو بازه زمانی در عمر یک استارت آپ وجود دارد که نقل مکان در آن به خوبی جواب می گیرد؛ یک، اول راه به هنگام آماده سازی mvp (کمینه محصول قابل ارائه) طرح، وارد شدن به بازار و آزمایش طرح است و دو، دوره بعد از جذب سرمایه است که تعاملات با سازمان ها و ادارات به کمترین حد خود می رسد.
    برای مهاجرت کسب وکارها،  انتخاب های مختلفی وجود دارد؛ از بیرجند و زاهدان گرفته تا بوشهر، اصفهان، تبریز و ایلام. در کل، شهرهای دانشجوپذیر، از پتانسیل بالایی برای تبدیل نیروی تحصیل کرده -با درصد بالای بی کاری- به کسب وکارهای ایده محور برخوردارند. چنین نیروهایی تنها به انگیزه بالا، ایده های منحصر به فرد، چند لپ تاپ و یک تیم نیاز دارند تا وارد این حوزه شوند و با جهت گیری و پشتیبانی مناسب، می توانند در مسیر درست قرار گیرند.
    نمونه هایی از این دست در حال افزایش اند و نشان می دهند چگونه ماهیت متفاوت حرفه و صنعت مربوط به آن، می تواند بستر تمرکززدایی را آماده کند تا پس از مشاهده موفقیت ها و نمایش راهکارهای غلبه بر چالش ها، گروه های دیگری نیز به پیروی از چنین طرحی تشویق شوند. IT صنعتی نو و نوپا است که نیازی به ملزومات سنتی برای کارآفرینی و توسعه ندارد و این بی نیازی از دسترسی به منابع خاص در مکان خاص، آزادی عمل بیشتری پیش روی کسب وکارهای مرتبط با آن گذاشته است؛ فعالان این حوزه نیز به نوبه خود، در تلاش هستند چنین فرصتی را با بیشترین توان، به واقعیت تبدیل کنند. اغراق نیست اگر بگوییم دوره کنونی، یک دوره منحصربه فرد و استثنایی در تاریخ کارآفرینی کشورمان است. وقتی کارآفرین و سرمایه گذاری مانند فریدون کورنگی، با سال ها تجربه موفق در مقیاس بین المللی، به ایران بازمی گردد و علاوه بر راه اندازی مرکز پشتیبانی مپس در تهران، یه مرکز هم به موازات آن در زنجان احداث می کند و برای استعدادهای آن منطقه، اشتغال و فرصت شکوفایی فراهم می کند، وقتی دغدغه جوانان کارآفرین، نه مهاجرت به تهران، که مهاجرت از تهران است، و وقتی بزرگان این حوزه از ظرفیت های فوق العاده شهرستان ها برای رشد خبر می دهند، شاید تنها کاری که دولت برای دامن زدن به این جریان درست باید بکند این باشد که فرآیندهایی را که به هر شکل به سازمان های دولتی مرتبط می شوند تا حد امکان ساده کند و تمام مراحل، از راه دور قابل انجام باشند. فناوری اطلاعات و ارتباطات، بستر توزیع عادلانه همه چیز است، دانش، اطلاعات، اخبار، ثروت، شغل و شکوفایی.



    نظر شما



    نمایش غیر عمومی