fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 193198
    تاریخ انتشار : 24 مهر 1395 11:24
    تعداد بازدید : 663

    برابر refactoring چیست؟

    یوسف امیری- امروزه در بحث برنامه سازی یکی از مفهوم های مهم refactoring است که مارتین فاولِر مطرح کرده است. در این ستون به بررسی چند برابر پیشنهاد شده برای آن می پردازم و در پایان دو پیشنهاد می دهم.

    مفهوم refactoring در برنامه سازی و به ویژه در رمزنویسی یا رمزانش (coding) آن است که پس از پایان هر مرحله ی برنامه سازی، متن برنامه ها را بازبینی می کنند تا ببینند آیا در تَرزول (module)ها یا رده (class)های مختلف، بخش های مشترکی هستند که بتوان آنها را بیرون کشید و متن برنامه را بهینه کرد؟ یعنی ساختار داخلی آن را تغییر داد بی آن که معنا و کارکرد و رفتار بیرونی برنامه تغییری کند. البته این مفهوم پس از آن به فرآورده های دیگر مانند طراحی و معماری و مستندها هم اعمال شده است. 
    فرهنگستان برای آن برابری پیشنهاد نکرده است اما در اینجا به سه پیشنهاد می پردازم که مترجمان مختلف به کار برده اند. مترجمی آن را «بازسازی» نوشته است. اما این ترجمه خیلی کلی است و مفهوم بالا را نمی رساند. می توان برنامه ای را «بازسازی» کرد اما روش بالا را به کار نبرد. ضمن آن که «بازسازی» برابر rebuild یا remake یا فعل هایی مانند آن است. مترجم دیگری آن را «بازنویسی» ترجمه کرده که این هم دقیق و مناسب نیست و برابر rewrite است. مترجم سومی هم آن را «بازآرایی» ترجمه کرده که این هم ترجمه ای برای rearrange است. علت این ترجمه ها نیز آن است که به دنبال برابر «آشنا» و «مانوس» می گردند و مفهوم های همسایه را در نظر نمی گیرند. یعنی دو موضوعی که من در بیشتر بخش های این ستون بر آنها تاکید می کنم. 
    از آنجا که این مفهوم از مفهوم مشابهی در ریاضیات و به ویژه در جبر گرفته شده که در طی آن جمله ها و عبارت های جبری ساده سازی می شوند، پیشنهاد نخست من آن است که در برنامه سازی هم بدان «فاکتورگیری» بگوییم. زیرا همان گونه که در جبر عامل (factor)های مشترک را بیرون می کشیم و عبارت را ساده می کنیم، در اینجا هم برنامه را ساده می کنیم. 
    پیشنهاد دوم من برابر پارسی تر است و بر پایه ی پیشنهاد دکتر محمد حیدری ملایری برای factor است. در «فرهنگ اخترشناسی و اخترفیزیک» برای factor «کَروَند» گفته شده است زیرا factor از فعل facere در لاتین به معنای «کردن» می آید و معنایش کننده یا چیزی است که دارای کار و وظیفه است. کَروَند هم از دو بخش کَر=کار و پسوند «وَند» ساخته شده است. بدین ترتیب برای refactoring می توان گفت «بازکَروَندش» یا «بازکَروَندسازی» یا «کَروَندگیری». 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :