fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 192139
    تاریخ انتشار : 10 مهر 1395 11:1
    تعداد بازدید : 902

    گفتاری از دکتر بهرام امیراحمدیان

    فضای مجازی، حاکمیت دولت ها را به چالش کشانده است

    به نظر می رسد بر اساس تکنولوژی انقلاب ارتباطات که فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را به وجود آورده و از هیچ مرزی هم برخوردار نیست؛ اعمال حاکمیت توسط دولت ها به عنوان واحدهایی که از مرزهای مشخص در داخل قلمرو جغرافیای سیاسی برخوردارند، تضعیف شده است.

    یعنی دولت ها برای اینکه بتوانند در محدودة مرزهای سیاسی خودشان از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اعمال حاکمیت کنند، با توجه به تاثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات، با دشورای هایی مواجه شده اند. بر همین مبنا، در این گفتار به بازگشایی تاثیر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در حیطه جغرافیای سیاسی می پردازم.
    تکنولوژی فناوری ارتباطات و اطلاعات با شکل دادن فضای مجازی در قرن 21 نه تنها  تاثیرات بسیار زیادی بر تضعیف مرزهای جغرافیای سیاسی دولت ها گذاشته است، بلکه ابزاری قدرتمند و غیرقابل کنترل برای سوءاستفاده تروریست ها، هکرهای سیاسی و اقتصادی، تجارت انسان و به ویژه زنان و مسائل بسیار دیگری البته در کنار پیامدهای مثبت آن برای انسان معاصر شده است. 
    درباره پیامدهای مثبت فناوری اطلاعات و ارتباطات، مشخصا می توان از بهار عربی سخن گفت که فضای مجازی و شبکه های اجتماعی توانستند بر فرآیند انتخابات ریاست جمهوری این کشورها مانند تونس، لیبی، مصر و... تاثیر بسیار شگرفی بگذارند و حتی در ابعاد وسیع تری منطقه خاورمیانه را با تحولات و چالش های بسیار زیادی که همچنان ادامه دارد، روبه رو کنند. اما پیش از رویداد بهار عربی، در زمان ریاست جمهوری جرج بوش پسر در ایالات متحده آمریکا بود که نومحافظه کاران از حزب جمهوریخواه، طرح «خاورمیانه بزرگ» را پس از حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 و حمله نظامی آمریکا به همراه نیروهای ائتلاف بین المللی به عراق مطرح کردند تا دموکراسی را به کشورهای منطقه خاورمیانه بیاورند. در آن دوره این بحث مطرح شده بود که دلیل سیل مهاجرت نیروهای متخصص به صورت فردی و گروهی و به ویژه فرار مغزها از کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال توسعه منطقة خاورمیانه به سوی کشورهای توسعه یافته اروپایی، کانادا و آمریکا چیست؟ پژوهشگران غربی پس از مطالعه و بررسی این موضوع به این نتیجه رسیدند که دلیل فرار مغزها به علت مناسب نبودن شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی این کشورها برای زندگی این گروه از تحصیل کرده های دانشگاه ها است که چون در کشورشان دموکراسی وجود ندارد، از اشتغال و ارزش و احترام اجتماعی هم برخوردار نیستند. ضمن اینکه فرار مغزها و نیروهای متخصص به سوی کشورهای توسعه یافته غربی باعث می شود تا کشورهای مهاجرپذیر مجبور به سرمایه گذاری و آموزش روی آنان بشوند؛ درعین حال این امر می تواند تبعات بسیار زیادی را هم برای جوامع آنان به دنبال داشته باشد. از همین روی آنان به این فکر افتادند تا کاری کنند که مهاجران تحصیل کرده از کشورهای مختلف جهان و به ویژه جوامع خاورمیانه که درصد بسیاری را دربر گرفته بودند، به جای اینکه اقدام به مهاجرت کنند، کشورهای غربی مهاجرپذیر با همان هزینه در زمینة پدید آوردن فضای زندگی و شرایط بهتر در کشورهای مهاجرفرست سرمایه گذاری کنند تا آن ها به کشورهای توسعه یافته غربی مهاجرت نکنند. به همین سبب بود که کشورهای غربی روی طرح «خاورمیانه بزرگ» سرمایه گذاری کردند. البته از آنجایی که بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه با تئوری «خاورمیانه بزرگ» مخالف بودند و آن را خلاف منافع خود می دیدند، بنابراین شروع به تبلیغات منفی علیه آن کردند و درنهایت هم اجازه اجرایی شدن آن طرح را در منطقه خاورمیانه ندادند. 
    اما حدود شش سال بعد از شکست طرح «خاورمیانه بزرگ»، ما ابتدا شاهد شکل گیری تدریجی فضاهای مجازی، سپس سرعت شتابنده آن در سه سال اخیر بودیم که البته شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، تلگرام، وایبر و... توانسته اند نقش خیلی اساسی را در تحولات داخلی این کشورهای کمتر توسعه یافته یا در حال توسعه داشته باشند.
    کشورهای توسعه یافته غربی چگونه توانستند از ابزارهای دیجیتالی برای رسیدن به اهداف خود یعنی ایجاد یکسری تحولات دموکراسی در این کشورها استفاده کنند؟ از زمانی که آنان مبادرت به استفاده از ابزارهای دیجیتالی برای نفوذ و تاثیرگذاری در جوامعه بسته کردند، ابتدا ما شاهد بودیم که انقلاب های رنگین در حوزه کشورهای مستقل مشترک المنافع (CIS) به وجود آمد، سپس این تحولات به سوی کشورهای منطقه خاورمیانه کشیده شد تا اینکه بهار عربی از سال 2010 آغاز شد و البته تمامی این تحولات سیاسی تحت تاثیر تکنولوژی فناوری ارتباطات و اطلاعات بود. 
    درواقع در این فضای متحول شده توسط فناوری ارتباطات و اطلاعات بود که کشورهایی که دارای سیستم های بسته سیاسی بودند و در آن ها امکان فعالیت برای احزاب و گروه های سیاسی وجود نداشت، فضای رقابت سیاسی سالم برای انتخابات پارلمانی یا ریاست جمهوری مهیا نبود؛ در مجموع توانستند در فضایی بازتر و تقریبا به دور از کنترل دولت ها، توسعه سیاسی پیدا کنند و این روند برخلاف اراده دولت هایی بود که می خواستند در چارچوب مرزهای بین المللی شناخته شده و محدود خود مبادرت به کنترل احزاب کنند. زیرا در فضای مجازی ایجاد شده در روند شاهراه های ارتباطی از سوی کشورهای توسعه یافته غربی، دیگر مرزی برای جلوگیری جدی از جریان یافتن اطلاعات شناخته نمی شد. پس فضای مجازی دگرگونی را ایجاد کرد تا ارتباطات در اقصی نقاط زمین از طریق ماهواره و اینترنت ایجاد شود. 
    اتفاقا آخرین نمونه تاثیر فضای مجازی در ماه جولای 2016 و در جریان کودتای یک شبة ترکیه اتفاق افتاد که باعث خنثی شدن نقشة کودتاچیان و حفظ و بقای حکومت اردوغان شد. 
    بنابراین اگر بخواهیم از منظر سیاسی به تحولات ایجادشده از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی در درون مرزهای سیاسی کشورها توجه کنیم، شاهد آن خواهیم بود که این موضوع در دهة دوم قرن 21 توانسته است مزایا، معایب و مخاطرات چندی را برای ملت- دولت ها دربر داشته باشد که اتفاقا همه کشورهای جهان از جمله خود کشورهای غربی را هم دربر می گیرد.  
    اما معایب فضای مجازی و شبکه های اجتماعی چیست؟ از جمله این معایب همان طورکه پیش تر گفتم، این است که سیطره دولت ها را در چهارچوب مرزهای خودشان تضعیف کرده و درنتیجه این فضا و بستر را به وجود آورده است تا گروه های تروریستی مانند القاعده و داعش از آن برای مقاصد پلید خود بهره برداری کنند. جنایت های سازمان یافته، قاچاق و توزیع وسیع موادمخدر، تجارت اعضای بدن انسان و زنان، هرزه نگاری، اختلاس، دزدی، هک و دستبرد به حساب های بانکی و... ازجمله معایب دیگر استفاده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی است که تا حد بسیار زیادی خارج از کنترل و حاکمیت دولت هاست. 
    آلودگی اخلاقی جوانان و جذب آنان به شبکه های فحشای مجازی (تولید و تکثیر فیلم های پرنو و اجاره بازیگران جوان و کشاندن آنان در باندهای مافیایی) حتی بیش از مواد مخدر به زیان جوامع عمل می کند. 
    به نظر من، پس از گذر یک دهه از تاثیر فضای مجازی بر جهان سیاست، اکنون دولت ها به این نتیجه رسیده اند که خطرات و ضررهایی که فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به امنیت جهان زده اند، بیش از منافعی است که به وجود آورده اند. البته ناگفته نماند که از طریق سیستم های بانکی الکترونیکی که دارای کاربردهای بین المللی هستند، اقتصاد و تجارت الکترونیکی در سطح جهانی بسیار توسعه یافته است، اما درعین حال ما شاهد جریان درز اطلاعات فوق محرمانه آمریکا از سوی اسنودن بودیم که در حقیقت بین معایب و محاسن فضای مجازی باید موازنه ای برقرار شود تا بررسی کنیم که منفعت کدام یک از این ها بیشتر بوده است. 
    سوالی که اکنون در جهان مطرح شده این است که در رابطه با داعش چگونه می توان عمل کرد که از شرق آسیا تا غرب آفریقا گسترة وسیعی را احاطه کرده است و از طریق فضای مجازی مبادرت به فعالیت های تروریستی می کند؟ بنابراین در اینجا یک اجماع جهانی لازم است تا معایب فضای مجازی را مدیریت کند. 
    به نظر من، اکنون این امر ضرورت دارد که در علوم اجتماعی و سیاسی (به ویژه جامعه شناسی)، بحثی تحت عنوان اینکه فضای سیاسی موجود چگونه می تواند به شکل دهی و سازمان دهی افکار عمومی در فضای مجازی نقش داشته باشد، گشوده شود. دولت ها نیز باید در مباحث حقوق بین الملل، راه کارهایی را برای ممانعت و جلوگیری از پیامدهای غیراخلاقی و کارهای خلاف قانون در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی ایجاد کنند که متاسفانه تاکنون این کار از سوی دولت ها در سازمان ها، نهادها و مجامع بین المللی انجام نشده است. 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی