fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 184658
    تاریخ انتشار : 29 خرداد 1395 10:53
    تعداد بازدید : 1024

    گفت و گوی فناوران با گروه بنیان گذاران دیتا شهر

    اول خدمت بعد پول و شهرت

    چند جوان بیش فعال با آرزوی تغییر دادن جهان را فقط در فیلم های هالیوودی نمی بینید. آن ها همه جا هستند، حتی اگر نتوانید در نگاه اول تشخیص شان بدهید! جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، روز به روز انسان های بیشتری از این جنس خلق می کند؛ انسان هایی که رویای خلق جهانی بهتر را می بینند و در بیداری آن را زندگی می کنند. از این به بعد با دیدن هر گروه از جوان های تکنولوژیک، چه هیجان زده مشغول صحبت و چه بی صدا غرق تایپ کردن باشند، لب خندی بزنید، برای شان برکت بطلبید و با خودتان بگویید: "خودشان اند!" بهرام مشرفی و امید آراسته، دیتاشهر، موتور جست وجوی خدمات شهری را کلید زدند و برای تجاری سازی اش بهروز فیل زاده را به تیم شان اضافه کردند. تیم دیتاشهر از مهاجرت سرمایه های بی جایگزین ایران، تلخ و شیرین های کارآفرینی در این حوزه، رویاهای شان و لحظه های تردید و تصمیم سخن گفته اند.
    وحید حجه فروش
     چرا دنبال راه اندازی دیتاشهر رفتید؟
    بهرام: من و امید در طول دوران دانشجویی مان همیشه این ذهنیت را داشتیم که مهندس های خوبی باشیم. از همان سال های 88-89 برنامه بلندمدتی داشتیم که یک شرکت راه بیندازیم. اعتقادم این است که نیاز کشور ما در حال حاضر مهندس های کاربلد است. من با این که موقعیت ادامه تحصیل در خارج از کشور را هم داشتم، در ایران ماندم چون همیشه کمبود کار و نیروی کار را در ایران احساس می کردم.
     این آمار بالای فارغ التحصیلان دانشگاهی از نظر شما نیروی کار به حساب نمی آیند؟
    بهرام: اغراق نیست بگویم که 99 درصد از افراد توانمند، خروجی به کشورهای دیگر هستند نه ورودی به بازار کار. چیزی که ما در ایران کم داریم، کار متناسب با روحیه دانشگاهی ها در یک محیط دوست داشتنی با حقوق مناسب است. یا حقوق خوب می گیرید و کارتان دل چسب نیست، یا کار متناسبی انجام می دهید و حقوق اندکی دریافت می کنید. کارآفرینی در حوزه آی تی این خلأ را پر می کند، مثلا در شرکت ما نیاز به نیروی کار از کارشناسی ارشد به بالا خیلی زیاد است. سیستم دانشگاهی ما طوری است که شما خواه ناخواه به سمت ادامه تحصیل بیشتر سوق داده می شوید، سیستمی که در آن آرمان موفقیت، رفتن به خارج از کشور است! انگار در جمع دوستانم که در انگلیس، امریکا و آلمان تحصیل می کنند من چون ایران مانده ام ناموفق ترین فرد هستم.
     شده کسی از نزدیکان بگوید بهرام! چرا تو؟ بگذار بقیه به فکر کارآفرینی باشند؟
    بهرام: (می خندد) یک سری از دوستان نزدیکم که خارج از کشور هستند هر بار با هم صحبت می کنیم، می گویند چرا هنوز مقاومت می کنی؟ من فکر می کنم خلق کردن یک چیز جدید به اندازه کافی جذابیت دارد که انگیزه ایجاد کند. 
     جذابیت های مالی چطور؟
    امید: پول، شهرت و محبوبیت همه تبعات ایجاد ارزش هستند. هرچقدر تعداد اشخاصی که می توانید به آن ها خدمت کنید بیشتر باشد، پتانسیل درآمدزایی شما هم بالاتر می رود. در حل یک مشکل و ارائه یک خدمت، کاربر باید اولویت اصلی باشد.
    بهروز: ما می خواهیم مردم راحت به چیزی که می خواهند دست پیدا کنند. این کار الان صفر ریال درآمد دارد، اما مطمئن ام تا سه سال آینده اتفاقات خیلی خوبی در این کار رخ خواهد داد. ما به عنوان یک برند می توانیم دارای کسب و کار بزرگی باشیم و با خدمات مان به بسیاری از کسب و کارهای کوچک و بزرگ کمک کنیم.
    بهرام: نباید از اول مثلا فلان مبلغ را هدف گذاری و دنبال کنید. باید از ابتدا به دنبال بهترین خدمتی باشید که می توانید ارائه کنید. وقتی بهترین خدمت را ارائه می کنید، می توانید به دنبال کسب درآمد هم باشید. اما اگر هدف تان فقط کسب آن میزان از درآمد باشد، ممکن است به سمت شیادی هم کشیده شوید.
     شما الان درآمدی ندارید و می دانید که تا مدتی هم درآمد نخواهید داشت. بعد از این که به درآمد و سود رسیدید برای ارتقای خدمات و جایگاه کاربرتان همین نظرات را قائل هستید؟
    امید: ما می دانیم که داریم در یک اقیانوس قرمز فعالیت می کنیم؛ یعنی بازاری با رقبای بسیار. پس کاملاً متوجه هستیم که از نظر فنی، بازاریابی و مشتری محوری باید خیلی قوی عمل کنیم. 
    بهرام: این ذهنیت را در خودمان ایجاد کرده ایم که تا دو سه سال آینده توقع مالی چندانی از کاری که می کنیم نداشته باشیم، شاید در حد حقوق متعارف یک کارمند ساده یا حتی کمتر از آن. همه تمرکزمان را روی توسعه و بهبود کیفیت خدمات مان بگذاریم، با این ذهنیت می توانیم خدمت رسانی را در بالاترین اولویت قرار دهیم.
     یعنی با همین ذهنیت کارتان را شروع کردید؟
    امید: (می خندد) نه ما فکر می کردیم سریع راه می اندازیم و شروع می کنیم به پول درآوردن. ولی بعد از مدت کوتاهی متوجه شدیم که ماجرا خیلی پیچیده تر از تصور ماست. روی محصول کار کردیم و از کیفیت کارمان مطمئن شدیم ولی با همه این امکانات و آماده سازی ها هیچ اتفاق مالی و تجاری ای برای ما نمی افتاد. بنابراین بهروز آمد تا این خلأ را پر کند. دیدن کسب و کارهای دیگر در آواتک، جلسات مختلف مشاوره و فضای حاکم بر آواتک هم خیلی در شکل گرفتن این ذهنیت به ما کمک کرد.
     اگر یک روز ببینید شکست خورده اید چه؟
    امید: راستش ما همین دو سه ماه پیش داشتیم به کلی از کارمان ناامید می شدیم. به جایی رسیده بودیم که فکر می کردیم کار خیلی سخت است و از عهده اش برنمی آییم. اوایل ورودمان به آواتک روند کار خوب بود ولی بعد از مدتی احساس کردیم پیشرفت مان متوقف شده و کسب و کارمان حرکت نمی کند.
    بهرام: حتی تا آستانه منحل کردن تیم هم پیش رفته بودیم، ولی به کارمان ادامه دادیم.
     چرا ادامه دادید؟
    بهرام: یک لحظه ای هست که آدم تصمیم می گیرد رها کند یا ادامه بدهد. این لحظه برای ما زیاد پیش آمده. هر چه بیش تر از این لحظه ها تجربه می کنیم برای ادامه کار آماده تر می شویم. فکر می کنیم اگر تا الان با این اتفاقات زنده مانده ایم دیگر چیزی نمی تواند ما را بکشد.
     یک سال بعد، دیتاشهر ...
    امید: دیتاشهر دفتر مستقل برای خودش دارد با یک تیم 15 نفره، علاوه بر سایت اپلیکیشن موبایل مان هم در دسترس خواهد بود، به بیش از بیست هزار نفر خدمات می دهیم و درآمد هم داریم.
    بهرام: دوست دارم دیتاشهر غیر از نزدیکان و آشنایان خودم حداقل دو لایه دورتر هم به گوش مردم رسیده باشد.
    بهروز: کل ایران برای دیتاشهر متحد شده!


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :