fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 184209
    تاریخ انتشار : 22 خرداد 1395 11:0
    تعداد بازدید : 1252

    گفت‌و‌گو با فریدون کورنگی، بنیانگذار شتابدهنده مپس

    موتور نوآوری با پول دولتی روشن نمی شود

    نوجوانی که چهل و چهار سال پیش عمارت پدری محله تجریش را به قصد امریکا ترک کرد، شاید فکرش را هم نمی کرد چهل سال بعد در همان عمارت مایه دلگرمی و رشد جوانان بسیاری شود؛ جوانانی که او را پدرگونه دوست می دارند، استادوار احترام می کنند و هر آن چه در توان دارند برای خلق اتفاقات نو به میدان می آورند. فریدون کورنگی اگر در نوع خود یگانه نباشد، جزو معدود افرادی است که با تجربه موفق کارآفرینی بین المللی به ایران بازگشته و کمر همت به پشتیبانی از کسب و کارهای نوپا بسته است. اگرچه خودش اعتقاد دارد که دولتی ها صراحت لهجه اش را نمی پسندند و برخلاف اوایل بازگشتش به ایران دیگر به جلسات رایزنی و تصمیم سازی دعوتش نمی کنند؛ نظرات اش در مورد کار و کسب، ذهنیت نوآورانه، فرصت استثنایی خلق ثروت و نقش دولت در این حوزه شنیدنی است.

    وحید حجه فروش
     فضای کسب و کار کشور در حوزه IT را چطور می بینید و مسیر حرکت را چگونه ارزیابی می کنید؟
    فضای پرهیجانی ایجاد شده و فعالیت هایی که دارد انجام می شود، زیاد و متنوع است. در مورد مسیر قضاوت نمی کنم؛ چون تصورم این است که هر کس در هر بخشی دارد با جوان های این مملکت کار می کند، نمی تواند چیزی جز خیر و صلاح و موفقیت شان را بخواهد. جوان ها بخشی از جامعه ما هستند که باید خودمان را مدیون شان بدانیم؛ چون واقعا آینده ما در دست آن هاست. ایران جوان ترین کشور آسیاست پس شما نمی توانید این موضوع را نادیده بگیرید که همین جوان ها هستند که آینده ی کشور و دنیا را خواهند ساخت.
      در عمل و اجرا چطور؟
    باید این را بپذیریم که در محیطی هستیم که سال های سال بسته بوده است. نتیجه اش این است که دانش یا بهتر بگویم تجربه اجرایی مان در همه سطوح کامل نیست و لاجرم اشتباهاتی رخ خواهد داد. موضوع اصلی این است که در فضای کسب و کارهای نوپا، کسانی که مسیر را می دانند و می شناسند انگشت شمارند. اگر کل این حوزه را به شکل سیستماتیک نگاه کنیم، رعایت فقط یک نکته کافی ا ست: باید همیشه آمادگی داشته باشیم که بازبینی کنیم. اگر بازبینی کنیم اشتباهات را می بینیم و می توانیم اصلاح کنیم. اگر انتقادپذیر نباشیم و بازبینی نکنیم و به یک مدل مشخص بچسبیم به سرعت شکست می خوریم.
      بازبینی کردن برای یک حوزه نوپا که هنوز معیارهای مشخصی ندارد کمی مشکل به نظر می آید.
    صحبت کردن در مورد میزان دست آوردها، نوآوری ها، ارزش افزوده و ثروت ایجاد شده و رتبه ما در دنیا هنوز زود است هرچند که با استعداد جوان های ما، دیر یا زود به این نقطه هم می رسیم. معیارهای سنجش وجود دارند ولی ما هنوز نه یاد گرفته ایم از این معیارها استفاده کنیم و نه حجم بازار و تولید ما به سطحی رسیده که در این معیارها بگنجد.
     حتی با این حجم فعالیتی که صورت گرفته؟
    شما کدام چشم انداز را دارید می بینید؟ به دنبال رفع نیاز بازار داخلی هستید یا دارید جهانی فکر می کنید؟ واقعیت این است که ما هنوز در حوزه کسب و کارهای نوپای IT نوآوری خاصی نداشته ایم، مشغول کپی کردن ایده های جهانی برای رفع نیاز داخلی بوده ایم که در دو، سه یا نهایتا پنج سال اول قابل قبول و حتی مفید خواهد بود. کپی می کنیم که یاد بگیریم. اما این نوع نگرش برای بلند مدت خطرناک است. اگر شما در حال خلق ارزشی هستید باید بتوانید آن را در سطح جهانی عرضه کنید. با باز شدن بازارها و ورود رقبای خارجی، اگر نوآوری نداشته باشید نمی توانید رقابت کنید. چند فروشگاه الکترونیکی، چند سایت تجارت الکترونیکی یا چند سایت تحویل غذا می خواهید ایجاد کنید؟ پنج تای اول فضای کار دارند ولی بیشتر از آن واقعا مشکل ساز است و نباید جوان ها را به آن سمت سوق داد.
      تکلیف اشتغال زایی چه می شود؟
    اگر معادله ای که می خواهید حل کنید اشتغال زایی است، تا وقتی که اشتغال ایجاد می شود، هر چه پیش آید خوش آید. اما این یک دید دولتی است که از نظر من اشتباه است چون معادله ما باید خلق ثروت باشد. باید این فرهنگ را نهادینه کنیم که جوان ها به جای کسب و کار به فکر کار و کسب باشند، یعنی اول کار را انجام بدهند و زمان لازم را هم برای جا افتادن در بازار بگذرانند تا به کسب درآمد و موفقیت برسند. در عوض دولت دارد ساختاری ایجاد می کند که با مجوزدهی و رتبه بندی و امثال این ها منجر به شکل گرفتن رانت می شود. اینجا دیگر ادامه حیات من بسته به تولید و نوآوری نیست بلکه وابسته به هویتی است که دولت برای من تعریف می کند.
      یعنی اختصاص بودجه و وام برای اشتغال زایی در این حوزه اشتباه دولت است؟
    نتیجه ای که طرح بنگاه های زودبازده برای کشور به بار آورد چه بود؟ می خواهید با پول دولتی موتوری را روشن کنید که در حقیقت خلاقیت باید آن را روشن کند. برای راه انداختن موتور خلاقیت باید مشوق های دیگری به وجود بیاورید. گرسنگی بهترین مشوق است. ما یکی از بازترین و بهترین فضاها را در منطقه داریم و اگر موتور خلاقیت را به درستی به حرکت دربیاوریم شایستگی دستیابی به مقام ها و رتبه های اقتصادی بسیار بالا را در جهان داریم. ما در یک مقطع بی نظیر در تاریخ بشریت قرار داریم و باید از این فرصت استفاده کنیم؛ دیگر زمین، منابع زیرزمینی و امثال آن سرمایه به حساب نمی آیند، سرمایه واقعی دوران ما در مغز انسان ها قرار دارد. دنیای امروز دنیای شبکه ای است و در این دنیا نقطه ای بالاترین ارزش را دارد که بیشترین ارتباط به آن وصل شده باشد. انگیزه وصل شدن بیشتر به یک نقطه هم ارزش و نوآوری ای است که آن نقطه خلق و ارائه می کند. پس باید اجازه بدهیم بازار در مورد میزان ارزش و نوآوری تصمیم بگیرد نه یک سازمان دولتی یا شبه دولتی.
      به هر حال این کسب و کارها هم نیاز به حمایت و سرمایه دارند
    به چه قیمتی؟ با چه نگرش و بینشی؟ ممکن است با موجی که ایجاد می کنید به جایی برسید ولی مطمئن باشید که راه دوری نخواهید رفت. شما نمی توانید اقیانوس را با موج طی کنید. نگرش دولت این است که هر چه بیشتر بهتر، پس همان راهی را می رویم که بنگاه های زودبازده رفتند. دولت چند نمونه موفق حمایت یک ایده تا رسیدن به محصول و بازار دارد؟ چند مدیر دولتی توانسته اند یک استارت آپ موفق ایجاد کنند که از تجربه آن برای کل اکوسیستم استفاده کنند؟ دولت زیرساخت را آماده کند بازار ساختار را ایجاد خواهد کرد.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی