آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 90984
تاریخ انتشار : 19 دی 1394 13:27
تعداد بازدید : 783

تشویق در مشارکت اجتماعی

جلب مشارکت کار بسیار دشواری است. اعم از اینکه این مشارکت در یک فعالیت اجتماعی مثل عدم استفاده از خودروی شخصی باشد، یا یک کار خیرخواهانه مثل اهدای خون یا حتی رعایت قانون مثل رعایت سرعت مجاز در یک شریان ارتباطی باشد.


راه های متفاوتی در این حوزه هست، همه این راه ها هم تابع رفتارهای مخاطبان هستند. رفتار ماست که با خودروی تک سرنشین وارد خیابان نشویم، این رفتار ماست که می رویم و خون اهدا می کنیم و این رفتار ماست که تعیین می کند با چه سرعتی برانیم. اگر این موضوع را بپذیریم، می توانیم به فکر این رفتارها باشیم و البته چقدر خوب است که از ابزار تشویقی و شوق آفرینی در این راه استفاده کنیم. در روزهای اخیر نمونه هایی از این تشویق ها دیده ام که فکر کردم شاید برای کارهایی در کشور یا در مقیاس کوچکتر در سازمان هایمان هم از آنها استفاده کنیم. یک مورد مربوط به کنترل سرعت در یک بزرگراه در سوئد است. مشابه دوربین های کنترل سرعت که وقتی شما با سرعت بیش از حد مجاز از کنار آنها عبور می کنید، شما را جریمه می کنند و به مدد فناوری برایتان یک پیامک می فرستند و مژده جریمه شدن را به شما می دهند. اما همین پیام هم می توانست با سلیقه تر طراحی شود. مثلا می شد در آن نوشت که متاسفانه شما جریمه شدید، یا امیدواریم که این یک استثنا باشد یا جملات دیگری که مرا که تخلف کرده ام کمی به خودم و جامعه ام بدهکار کند.گرچه قبلا نوشته ام که دوربین های کنترل سرعت، یک تنبیه کننده موثر هستند، چون هر بار که خطا رخ می دهد شما را تنبیه می کنند، اما با این راهکارها می شود این ابزار را کارا تر هم کرد. بگذریم که امروزه جنگی است میان این دوربین ها و راننده ها؛ یکی در تلاش است که سرعت بین دو دوربین متوالی را ملاک قرار دهد و دیگری در این اندیشه که چطور این امکان را هم دور بزند و باز هم تندتر براند. این هم یکی از معایب سیستم های متکی به تنبیه است که فرد را جری تر می کند که عامل کنترل را دور بزند و بر او چیره شود. 
اما نمونه ای که می خواهم اشاره کنم، برای تنبیه نیست، برای تشویق است. در سوئد، دوربینی نصب شده که از هر راننده که با سرعت مجاز عبور کند، یک عکس می گیرد درست مثل حالت جریمه و بر اساس همان اطلاعات، راننده را در یک مسابقه شرکت می دهد و از محل جریمه های راننده های خاطی، به راننده های قانون مدار، جایزه می دهد. جالب نیست؟ شما به خاطر رعایت قانون، به جای این برخورد که “باید” از قانون تبعیت می کردی و هنری نکرده ای، جایزه می گیرید. تجربه این کار در این نمونه موردی نشان داده که سرعت راننده ها در عبور از کنار این دوربین ۱۰% کاهش یافته است، بدون آنکه هیچ هزینه ای اضافه بر فکر درست، انجام شده باشد.
مثال دیگر هم بر حسب تصادف از همین کشور سوئد است. آنجا سازمان انتقال خون ترتیبی داده که وقتی داوطلبی خون اهدا می کند، وقتی خونش به مصرف رسید، با پیامکی به او اطلاع داده می شود که خونش چطور به کار آمده و چه اثری داشته است. جالب نیست؟ شما چه حسی دارید که بدانید خونی که اهدا کردید به درد یک فرد مشخص خورده و چطور مشکلی را حل کرده اید. این حس به شما انگیزه نمی دهد که بیشتر این کار خوب را انجام بدهید؟
اینها همه نمونه هایی هستند که بر یک تفکر و مدل ذهنی استوارند. این تفکر این است که وقتی کسی قانون را رعایت کرد، در کار خیری مشارکت کرد، به جای اینکه بگوییم کار خاصی نکرده، فقط قانون را رعایت کرده، می توانیم از او به نحوی خلاقانه تشکر کنیم و به او این حس را بدهیم که کار خوبش دیده می شود. این فقط کارهای بدش نیست که پایش می شود. راستی چقدر انسان ها را و همکاران مان را برای انجام کارهایی که وظیفه شان بوده است، شاید خیلی هم خوب انجامش نداده اند، تشویق می کنیم؟
در این حوزه به خصوص به مدد فناوری، خیلی کارها می شود کرد. می شود دایم به انسان ها یادآور شد که انسانیت آنها بدون آنکه نیازی به تظاهر داشته باشد، دیده شد و اثرگذار بود. یافتن این راه ها خیلی سخت نیست، فقط باید به اصل موضوع باور داشته باشیم. من این نمونه ها را خیلی دوست داشتم، امیدوارم به شما هم حس خوبی داده باشد. شاید شما هم ایده ای داشته باشید که بخواهید در این حوزه ها به جامعه مان یا به سازمان هایمان کمک کنید. شک نکنید که این کارها حتی در مقیاس فردی هم جواب می دهد.
منبع: وبلاگ رفتار سازمانی


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :