fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 80957
    تاریخ انتشار : 27 مرداد 1394 12:30
    تعداد بازدید : 950

    اقتصاد ایران چقدر الکترونیکی است؟

    لزوم گذار از شعارزدگی و اجرای اقتصاد الکترونیکی

    منصور اولی- تجارت الکترونیکی، گمرک الکترونیکی، بانکداری الکترونیکی و غیره تا دلتان بخواهد از این مفاهیم که هر کدام شاخه‎ای از اقتصاد کشور را با پسوند الکترونیکی یدک می‎کشند، می‎شود لیست کرد و به همان نسبت می‎توان در مورد هر کدام از آنها صفحه‎ها مطلب و مقاله جمع کرد. همه هم در ستایش الکترونیکی شدن و آثار و پیامدهای به کارگیری تکنولوژی‎های نو در اقتصاد کشور. اگر نگویم اصلا، حتما می‎توان به جرات ادعا کرد که بسیار به ندرت کسی در مزمت استفاده از امکانات جدید در اقتصاد کشور حرفی زده یا مقاله‎ای نوشته است. هیچ مسوول دولتی و نماینده و کارشناس اقتصادی را هم نمی‎توان پیدا کرد که بگوید حرکت از اقتصاد سنتی به اقتصاد الکترونیکی به ضرر کشور است. اما سوال بزرگ این است که با این وجود چرا گذار از دوره سنتی به دروه جدید اینقدر کند پیش می‎رود. چرا بعد از سال‎ها بحث و گفت و گو در مورد مزایا و الزامات الکترونیکی شدن، در برخی شاخه‎ها حتی پسرفت هم داشته‎ایم. تازه کم کم بعد از این همه سال گمرک می‎خواهد سامانه جامع راه بیندازد یا مثلا ثبت احوال اعلام کرده برنامه‎هایی برای حرکت در این جهت دارد.

    نمی‎توان منکر شد که در این سال‎ها تغییراتی حاصل شده و کارهایی انجام شده است اما این را هم کسی نمی‎تواند منکر شود که سهم اقتصاد الکترونیکی از حجم اقتصاد کشور متناسب با آنچه می‎خواستیم یا باید می‎شد نیست. برنامه‎ها به شدت کند پیش می‎رود و اگر هم کاری انجام می‎شود در حد همان راه‎اندازی یک سامانه است. در واقع کارهایی که برای توسعه اقتصاد الکترونیکی انجام می‎شود بیشتر روبنایی و ظاهری است تا زیبنایی و ساختاری. 
      تجارت الکترونیکی تنها بخشی از اقتصاد الکترونیکی است 
    اما در سال‎های اخیر تلاش‎ها برای الکترونیکی شدن بیشتر تجارت را هدف گرفته است. هر  چند بر اساس تعاریف جهانی توسعه تجارت الکترونیکی یکی از شاخه‎های مهم دستیابی به اقتصاد الکترونیکی است اما در کشور ما برنامه‎ها طوری پیش رفته که انگار این دو با هم اشتباه گرفته شده‎اند. به نظر می‎رسد مسوولان و دست‎اندارکاران باید یک بار دیگر در خلوت به خودشان یادآوری کنند آنچه نهایت باید به دست بیاید اقتصاد الکترونیکی است نه صرفا تجارت الکترونیکی. 
    در دنیای پیشرفته وقتی حرکت به سمت اقتصاد الکترونیکی آغاز شد، شاخه‎هایی مانند تجارت الکترونیکی، بانکداری الکترونیکی، گمرک الکترونیکی، خزانه داری الکترونیکی، تدارکات الکترونیکی، نظام الکترونیکی مالیاتی و نظام بودجه ریزی الکترونیکی تعریف شد و همزمان در همه این شاخه‎ها شروع به پیاده سازی آنچه نیاز بود کردند. به طرح های مذکور باید سیستم بیمه الکترونیکی، سیستم امضای الکترونیکی در حوزه‎های حقوقی و پول الکترونیکی و غیره را نیز اضافه کرد.
    حال سوال این است در همه این بخش‎های متنوع  که می‎تواند تا ده‎ها مورد دیگر به آن افزود چه برنامه‎هایی در کشور در دست اجرا است. در حال حاضر در ایران بالاترین نمود  الکترونیکی شدن در صنعت بانکداری دیده می‎شود. در واقع بانکداری الکترونیکی به مثابه یکی از زیر شاخه‎های اقتصاد الکترونیکی تا حدی پیشرفت داشته است. البته همانطور که اشاره شد این پیشرفت هم بیشتر روبنایی بوده است. یعنی در واقع خدمات بانکی بیشتر الکترونیکی شده و صنعت بانکداری کم‎تر به فکر استفاده از ظرفیت تکنولوژی‎های نو برای رفع مشکلات ساختاری افتاده است. اگر از نظارت الکترونیکی به طور مثال در این صنعت بهره گرفته می‎شد چه بسا امروز مشکل چک‎های تقلبی و موسسات غیر مجاز و ده‎ها مشکل دیکر وجود نداشت. 
    حالا تصور کنید موفق‎ترین بخشی که در جهت الکترونیکی شدن حرکت کرده  هم تا این  در بهره‎برداری از این ابزارها ضعیف عمل  بوده است. اگر این را مبنایی برای بررسی میزان حرکت اقتصاد در ایران به سمت الکترونیکی شدن در نظر بگیریم وضعیت چندان مناسبی را شاهد نخواهیم بود. به نظر می‎رسد مسوولان باید سر از برف بیرون آورده و طرحی نو برای ایجاد اقتصادی الکترونیکی در اندازند. سهم افتصاد الکترونیکی از کل اقتصاد کشور در حال حاضر به شدت ناچیز است و شاید ریشه بسیاری از نابسامانی‎های موجود هم همین باشد. روزگار گذار و تغییر فرا رسید است. به نظر می‎رسد کارشناسان اقتصادی هم باید در تحلیل‎هایشان نیم نگاهی  به این سمت داشته باشند. برای مثال یکی از مشکلات مهم اقتصادی حال حاضر از نگاه آنان فرار مالیاتی است. اگر اقتصاد الکترونیکی بود آیا زمینه برای این میزان از فرار مالیاتی فراهم می‎شد؟ یا امکان این میزان از فساد وجود داشت؟ 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :