fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 79492
    تاریخ انتشار : 5 مرداد 1394 11:34
    تعداد بازدید : 900

    ثابت نبودن زبان ارتباطی

    یوسف امیری- یکی از دلیل های مهم برای نیاز به واژه سازی در پارسی، که معمولاً مخالفان واژه سازی بدان توجه نمی کنند، ثابت نبودن زبان رایج و چیره در نوشتارهای علمی یا ارتباط های جهانی است.

    روزگاری زبان چیره در نوشتارهای علمی برای ایرانیان، زبان عربی بود و گذشتگان ما نوشتارهای علمی خود را بدین زبان می نوشتند و از این راه، وام واژه های فراوانی به زبان پارسی درآمدند (بگذریم که برخی از این نویسندگان، حتا دستور زبان عربی را هم بر پارسی تحمیل کردند و آسیب های فراوانی به پارسی زدند). این چیرگی باعث شد که دیگر حتا اندیشیدن نویسندگان و دانشمندان ما به زبان پارسی نباشد بلکه ذهن شان در قالب های واژه سازی عربی گیر بیفتد و وقتی در دوران معاصر برای واژه های اروپایی برابرهای «پارسی» می ساختند نتیجه اش واژه هایی می شد مانند «میزان الحراره»، «غَیرذوفِقار»، «ذوفَلقَتَین»، «مخفی التناسل»، «حیوان بطنی رِجلی» و «علم الجمال» و نه «دماسنج»، «بی مهره»، «دولَپه ای»، «نهان زا»، «شکم پا» و «زیبایی شناسی». 
    از زمان محمدشاه و ناصرالدین شاه قاجار و به ویژه پس از مشروطه، ارتباط ایرانیان با اروپا بیشتر شد و دانشجویان ایرانی برای آموختن دانشِ روز به فرنگ و بیشتر به فرانسه می رفتند. در این دوران، زبان رایج ارتباط جهانی زبان فرانسه ای بود. از همین رو، فرانسه ای جای عربی را گرفت و این بار سیل واژگان فرانسه ای به پارسی روان شد. برای نمونه گرچه «قهوه» و «قهوه خانه» از چندین سده پیش از آن در ایران وجود داشت و از ایران و عثمانی به اروپا رفته بود، «کافه»ی فرانسه ای جای آنها را گرفت. در زمینه های سیاسی و اداری، واژه هایی چون «بیلان» (ترازنامه)، «دوسیه» (پرونده)، «شارژه دآفر» (کاردار)، «آتاشه» (وابسته) و مانند آنها وارد شدند.
     نویسندگان، به ویژه در هنر و ادبیات، گاهی برای خودنمایی بی محابا و بی مبالات وام واژه های فرانسه ای را تحمیل می کردند. خوشبختانه این دوران چندان نپایید و فرصت نشد که ساختارهای دستوری و واژه سازی فرانسه ای بر پارسی تحمیل شوند. در ستون بعدی به داستان زبان انگلیسی خواهم پرداخت. اما باید پرسید که این روال ولنگاری و شلختگی زبانی تا کجا خواهد رفت؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و هر بار که زبان دیگری جایگاه غالب و چیره را می یابد، برده وار در پی آن بدویم و بیش از پیش تیشه به ریشه های زبان و فرهنگ خویش بزنیم؟


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :