fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 5911
    تاریخ انتشار : 23 بهمن 1390 0:51
    تعداد بازدید : 1555

    گفت‌وگوی فناوران با داوود زارعیان مدیرکل روابط عمومی ‌شرکت مخابرات ایران (بخش نخست)

    به رسانه های ضد انقلاب هم باید پاسخ داد

    دکتر داوود زارعیان خیال رسانه ها را راحت کرده است. اگر برای یادآوری نام وزرای فلان وزارتخانه باید در ذهن مان جست و جو کنیم تا نام وزرا به ترتیب ردیف شود، در مورد روابط عمومی مخابرات کارمان ساده است، یک زارعیان که بگوییم، تکلیف 20 سال روابط عمومی روشن شده است. البته زارعیان با این همه سابقه سن زیادی هم ندارد. این مدیرکل 46 ساله که شاید رکورددار مدیریت روابط عمومی یک دستگاه، حداقل در سال های پس از انقلاب باشد، بهتر از هر کسی می تواند تاریخچه مخابرات را تشریح کند و باز هم بهتر از هر کس دیگری بحران دیده و مدیریت بحران کرده است، روابط خوبی با رسانه ها دارد و در یک کلام، یک مدیر روابط عمومی موفق است. اگر با اغماض، واژه آبدیده را به جای آبداده بپذیریم، او هم مدیری آبدیده و هم بسیار وزیر و مدیر دیده است. همین است که شاید خبرنگاری ندیده باشد عصبانیت او چه شکلی است. اصلا عصبانی می شود؟
    با این استاد ارتباطات و روابط عمومی به گفت وگو نشسته ایم. اما زارعیان حرف برای گفتن زیاد دارد و ما هم سوال زیاد داشته ایم. در بخش نخست این گفت وگو به سوابق او و تاریخچه 20 ساله روابط عمومی مخابرات تا پیش از

    گفت و گو: ايمان بيك،‌عبدالله افتاده

    داستان ورود شما به مجموعه روابط عمومی‌ وزارت ارتباطات و شرکت مخابرات به چه زمانی بر می‌گردد؟
    ورود من به وزارت پست و تلگراف و تلفن وقت به سال 1370 بر می‌گردد، یعنی زمانی که آقای مطهری نژاد مدیرکل روابط عمومی‌وزارت بود. در آن زمان سه- چهار ماهی رییس واحد انتشارات بودم تا اینکه روز 17 مهرماه سال 70 در مراسم روز جهانی پست به عنوان کارمند روابط عمومی‌به طور اتفاقی کنار آقای شاهرخ نشستم که آن زمان قائم مقام شرکت پست بود. من هم ایشان را نمی‌شناختم.
     ایشان بروشوری را که شرکت پست چاپ کرده بود به دست داشت و آن  را مطالعه می‌کرد. درخواست کردم که بروشور را ببینم. آقای شاهرخ می‌گفت این بروشور 10 تا غلط دارد. بروشور را نگاهی کردم و به او گفتم که بیش از اینها اشتباه دارد. قدری صحبت کردیم و با پایان مراسم از هم جدا شدیم تا اینکه ایشان چند روز بعد تلفن کرد و گفت به دفترش بروم. رفتم و گفت مدیرعامل پست، می‌خواهد تو را ببیند. مدیرعامل وقت پست گفت که  پیشنهاد شده که تو مدیر روابط عمومی‌ شرکت پست شوی. سه روز بعد من مدیر
    آنجا شدم.

    در آن زمان چند ساله بودید؟
     26 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات بودم. جوان و جویای نام بودم و در روابط عمومی‌شرکت پست پر تلاش عمل کردم، تا جایی که روابط عمومی ‌پست که تا پیش از آن فعالیت چندانی نداشت در آن مقطع به عنوان روابط عمومی ‌برتر دومین و سومین جشنواره روابط عمومی‌ را به خود اختصاص داد.

    آن زمان اگر اشتباه نکنیم آقای غرضی وزیر پست بودند. مدیرعامل پست در آن زمان چه کسی بود؟
    آقای کرم پور، رییس فعلی سازمان تنظیم مقررات، در آن زمان مدیرکل پست بود.

    کی به مخابرات آمدید؟
    در اسفند ماه سال 74، زمانی که آقای ذبیحی مدیرعامل مخابرات بود، قدری وضعیت روابط عمومی‌مخابرات به هم ریخته بود. روزی ساعت 10 صبح در اتاق نشسته بودم که به من گفتند  مدیرعامل مخابرات جلو در منتظر است. جلوی در وزارتخانه من را سوار ماشین کرد و گفت برویم. پرسیدم کجا؟ جواب داد مهندس غرضی دستور داده که شما از همین امروز مدیرکل روابط عمومی‌مخابرات هستید. آنقدر سریع پیش آمد که حتی برای معارفه و تودیع هم آمادگی نبود. من با آقای ذبیحی نیم ساعتی در ماشین منتظر شدیم تا به طور موقت یک اتاق را در روابط عمومی‌مخابرات برای من خالی کنند تا تحویل و تحول انجام شود.

    به جای چه کسی به مخابرات رفتید؟
    جایگزین آقای ابوالفضلی شدم.

    همین آقای ابوالفضلی که تا مدتی پیش در ارتباطات سیار بود؟
    بله.

    از آن به بعد دیگر در روابط عمومی‌مخابرات بودبد؟
    در واقع از فروردین 75 به دلیل جدا شدن آقای مطهری نژاد به مدت شش ماه مسوولیت روابط عمومی‌وزارت پست و تلگراف و تلفن، مخابرات و پست همزمان به عهده من بود. در همان سال 75 در آزمون دکترای ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی قبول شدم و چون تعهد کرده بودم و بورسیه بودم، تدریس را هم آغاز کردم و جامعه شناسی ارتباطات درس می‌دادم. اما مهندس غرضی می‌گفت نباید بروی. خلاصه موافقت شد که با پرداخت مبلغی به دانشگاه، بورسیه تحصیلی من به وزارتخانه منتقل شد.
    بعد از تغییر دولت در زمان وزارت دکتر عارف و فعالیت دکتر سرسنگی در سمت مدیرکل روابط عمومی، در اواخر سال 77 آقای داوودی شمسی که معاون پارلمانی وزارت بود، پیشنهاد کرد که من عضو هیات مدیره پست شوم. معنی‌اش این بود که می‌خواستند روابط عمومی ‌را یکپارچه کنند و از طرفی نمی‌خواستند من از مجموعه وزارت جدا شوم.
    من قبول نکردم و دکتر عارف دستور داد که رضایت من جلب شود. اما من گفتم می‌خواهم بروم.

    چرا تصمیم گرفتید بروید؟
    می‌خواستم فضای دیگری را هم در روابط عمومی ‌تجربه کنم.

    جایی را انتخاب کرده بودید؟
    در آن مقطع نه، ولی می‌دانستم با توجه به سابقه ای که داشتم و دیگر در حوزه روابط عمومی‌ و دولت شناخته شده بودم، کار برای من هست.

    بالاخره به کجا رفتید؟
    همین که شایعه جدا شدن من از روابط عمومی‌مخابرات پیچید، چند تماس داشتم از جمله از سازمان امور استخدامی ‌و بانک مسکن و سازمان تامین اجتماعی که من بانک مسکن را انتخاب کردم.

    در آن زمان مقاومتی با جدا شدن شما نکردند؟
    مراسم تودیع من در مخابرات داستان جالبی دارد که نه به دلیل تعریف از خود ولی به عنوان بخشی از تاریخچه داستان می‌گویم. روز 7 دی ماه 77 در مراسم تودیع و معارفه خطاب به آقای میرطاهری مدیرعامل وقت مخابرات گفتم که شما دو اشتباه مرتکب شدید.
     اول اینکه من که 7 سال در روابط عمومی ‌مجموعه کار کرده‌ام و تجربه اندوخته‌ام و ضمنا بورسیه وزارت هستم به همین سادگی دارم جدا می‌شوم که اگر جای شما بودم این اشتباه را نمی‌کردم. اشتباه دوم هم این است که کسی را به جای من می‌گذارید که نمی‌تواند کار را انجام دهد. بنابراین پیش بینی می‌کنم که شما من را بر می‌گردانید. دوستان خندیدند و شاید ته دل شان گفتند زارعیان چه خودخواه است.

    چه کسی جایگزین شما شده بود؟
    آقای امامی‌از یزد.

    در بانک مسکن چه اتفاقی افتاد؟
    فکر می‌کنم در بانک مسکن موثرتر از مخابرات بودم. چون بانک از مخابرات، مجموعه کوچک‌تری بود و کارش برای من ساده‌تر بود. خیلی‌ها هم اعتقاد دارند که توانستم در مدتی کم کل ساختار روابط عمومی ‌بانک مسکن را متحول کنم.
    زمانی که به بانک مسکن رفتم به آقای فرشچیان، مدیرعامل وقت بانک تعهد کردم که با یک سری کارهای ارتباطی میزان سپرده‌های بانک را چند برابر کنم. موفق هم بودم. به عنوان نمونه بگویم در زمانی که من رفتم یعنی عید سال 78 کل میزان سپرده‌های قرض الحسنه بانک مسکن 26 میلیارد تومان بود و در 10 ماهی که آنجا بوده، به 75 میلیارد تومان رسید.

    10 ماه در بانک مسکن بودید بعد به کجا رفتید؟
    این هم داستان جالبی است. در آذر ماه سال بعد روزی مهندس برات قنبری، که قایم مقام وقت مخابرات بود، تلفن کرد و گفت نامه ای برایت فاکس می‌کنم. فاکس را خواندم، نوشته بود به موجب این نامه ماموریت شما در بانک مسکن خاتمه یافته اعلام می‌شود و شما سرپرست روابط عمومی‌مخابرات می‌شوید. دلیل را پرسیدم و گفت: پیش بینی تو که آقای امامی‌نمی‌تواند اداره بکند، محقق شده است. اگر می‌شد تو را دو ماه بعد بر می‌گرداندیم اما باید 8-9 ماهی می‌گذشت و حالا باید برگردی. من تعهد داده بودم در بانک بمانم اما از طرفی کارمند مخابرات بودم و البته دلبستگی هم داشتم به مخابرات. به هر تقدیر 14 آذرماه 78 نامه دیگری آمد مبنی بر اینکه امروز معارفه است. به این ترتیب با درنظر گرفتن زمان تحویل و تحول، پس از 10 ماه به مخابرات برگشتم.

    چرا اینقدر عجله کردند برای بازگرداندن شما؟
    برهه خاصی بود. از طرفی چند میلیون ثبت نامی‌سیم کارت داشتند که واگذار نشده بود. شبکه موبایل اختلال داشت، روزنامه‌ها هم چون ارتباط مناسبی با روابط عمومی‌مخابرات وقت نداشتند هفته‌ای چند تیتر منفی علیه مخابرات می‌زدند. مثلا روزنامه انتخاب یادم هست که هفته‌ای دو سه تیتر اول علیه مخابرات می‌زد.
    در روابط عمومی ‌هم کارهای اصلی زمین مانده بود و به امور حاشیه‌ای پرداخته می‌شد. روز به روز هم واگذاری‌ها بیشتر می‌شد. امور مشترکین متمرکز بود و در تهران چهار دفتر امور مشترکین داشتیم که همه مردم باید به همین دفاتر مراجعه می‌کردند.
     سیستم پاسخگویی نداشتیم، من یک واحد ارتباطات مردمی برای تلفن ثابت درست کرده بودم با شش نفر پاسخگو. این مال زمانی بود که کل کشور 7-10 میلیون تلفن ثابت بیشتر نداشت، اما ناگهان هفت میلیون موبایل هم به آن افزوده شده بود. همه این مشکلات جمع شده بود و نیاز به روابط عمومی‌ای داشت که 24 ساعته کار کند.

    این اتفاق در زمان دکتر عارف افتاد؟
    بله. بعد از آن دکتر عارف معاون اول رییس جمهوری شد و بعد از مدتی که وزارت سرپرست داشت، دکتر معتمدی وزارت پست را تحویل گرفت. بعد از مدتی آقای سپه رام از روزنامه ایران به عنوان مدیرکل روابط عمومی ‌وزارت معرفی شد. من هم مخابرات بودم. بعد از شش- هفت ماه پیشنهادی آمد مبنی بر اینکه روابط عمومی‌ها ادغام شود.

    پیشنهاد از طرف چه کسی بود؟
    دقیقا نمی‌دانم از روابط عمومی ‌وزارت بود، شورای معاونان یا جای دیگر. البته من حدس می‌زنم از طرف روابط عمومی‌ وزارت خانه بوده باشدو دلیل اش هم این بود که اعتبارات در روابط عمومی ‌مخابرات بود و روابط عمومی‌ وزارت خانه اعتبار و بودجه‌ای نداشت.

    واکنش شما چه بود؟
    مقاومتی نکردیم. اما به دکتر بهرام پور مدیرعامل وقت مخابرات گفتم در این پیشنهاد می‌تواند دو نیت باشد. یکی اینکه هدف اصلاح  و بهبود کار باشد، نیت دیگر می‌تواند این باشد که با من مشکلی دارند و به این طریق می‌خواهند من بروم. من پیشنهاد می‌کنم که من بروم و روابط عمومی ‌بماند. دکتر بهرام پور موضوع را با وزیر در میان گذاشت که در نهایت وزیر با ادغام روابط عمومی‌ها مخالفت کرد.

    به این ترتیب نگاه دکتر معتمدی هم به شما مثبت بود؟
    بله. ایشان از مدت پنج سالی که وزیر بود، به ویژه در یکی دو سال آخر اعتماد ویژه‌ای به روابط عمومی ‌مخابرات داشت و مسایل عمده وزارت خانه را که عمدتا مخابراتی بود به ما واگذار می‌کرد. به عنوان مثال در سال 82 تعداد هفت میلیون 300 هزار نفر ثبت نام سیم کارت داشتیم، یعنی معادل کل سیم کارت‌هایی که پیش از آن واگذار شده بود. از طرفی چون سیم کارت در آن زمان قیمت بالایی در بازار داشت، بسیاری تعدادهای 100 تا 150 سیم کارت ثبت نام کرده بودند. وقتی قرعه کشی انجام شد، یک میلیون و 300 هزار نفر به دفاتر پست مراجعه کردند که پول شان را پس بگیرند. ما هم آمادگی بیش از 200هزار را نفر نداشتیم. در آن زمان قیمت نفت پایین بود و دولت پول‌هایی را که می‌گرفت سریع خرج می‌کرد. در مجموعه وزارت خانه هم چند مصاحبه بدون هماهنگی انجام شد که اوضاع  را وخیم تر کرد. در پی این اتفاقات دکتر معتمدی بلافاصله جلسه ای گذاشت و کل مسوولیت کار را به روابط عمومی ‌مخابرات سپرد. خب ما با چند کار ارتباطاتی و فنی اوضاع را آرام کردیم.

    چه کارهایی کردید؟
    یک سری مصاحبه و خبر با  رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما انجام شد و به مردم اطمینان دادیم که پول شان را پس می‌‌دهیم. احتمال قرعه کشی مجدد را مطرح کردیم، گفتیم به پول مردم سود تعلق می‌گیرد و در عین حال سیستم پاسخگویی و ارتباطات مردمی‌ را تقویت و دفاتر را شبانه روزی کردیم.
    شاید در تاریخ صدا و سیما بی سابقه باشد که خبر 21 نخستین خبرش را به مدیر یک روابط عمومی‌اختصاص دهد. در آن زمان خبر 21 با این موضوع شروع شد که  مخابرات خوب پول می‌گیرد و بد پس می‌دهد.
     از دفتر پست صادقیه هم که شاهد ازدحام بود فیلمبرداری شده بود. من در آنجا از تکنیک تحقیری استفاده کردم و چون می‌دانستم از کجا تصویر گرفته‌اند، گفتم که تنها در یک دفتر مشکل داشته ایم. خلاصه موضوع به خوبی مدیریت شد.

    چه تعداد پول شان را پس گرفتند؟
     یک میلیون و 100 هزار نفر. البته ما می‌توانستیم همه این تعداد را پس بدهیم. اما ظرفیت این کار را در یک هفته نداشتیم.
    وقتی دکتر معتمدی این را دید اعتمادش به ما بیشتر شد و تا پایان دوره این اعتماد پابرجا بود.

    در دولت نهم روابط تان با وزارت خانه چطور بود؟
    در دولت نهم، دکتر سلیمانی به عنوان وزیر، مهندس هراتیان نژادی را به سمت مدیرکلی روابط عمومی ‌وزارت انتخاب کرد. من به دلیل تغییر شرایط سیاسی کشور انتظار تغییرات را می‌کشیدم. دوستان هم بررسی روی سوابق من را آغاز کردند و هم از نظر گرایش‌های سیاسی و هم مسایل اقتصادی پرونده من چهار- پنج ماهی به دقت بررسی شد. زمانی که مهندس فیضی به مدیریت عاملی مخابرات انتخاب شد، هم زمان بود با ادغام روابط عمومی ‌و امور بین الملل. به ایشان هم گفته بودند برای زدن حکم من به عنوان مدیرکل روابط عمومی‌ و امور بین‌الملل دست نگه دارد تا بررسی مراجع قانونی کامل شود. اما نهایتا بررسی شد و حکم روابط عمومی ‌و بین الملل برای من زده شد. یک سالی طول کشید که دکتر سلیمانی به کار ما وقوف پیدا کرد و دو سه مساله را هم که پیش آمد مدیریت اش به ما واگذار شد.

    مشخصا چه مسایلی؟
    یکی موضوع تعرفه پیامک‌ها بود که در جلسه شورای معاونان مطرح شد که هیچ کس به جز روابط عمومی ‌مخابرات وارد نشود، حتی از سازمان تنظیم هم خواسته شد که ورود نکند.
    یک روز بعد از سخنرانی مقام معظم رهبری در سال 86 در اهمیت روابط عمومی، دکتر سلیمانی روابط عمومی‌ها را جمع کردندو گله کردند که شما در پنج- شش حوزه ماموریت‌تان کاری نکرده‌اید. ما خواستیم به ما هم وقت بدهند. جلسه دیگری ترتیب داده شد که من به عنوان نماینده روابط عمومی‌های مجموعه گفتم وظیفه ما نه پنج- شش محور که بیش از اینهاست اما برای انجام آنها نیاز به اختیار و بودجه داریم. انصافا هم دکتر سلیمانی به ما اختیار و بودجه بهتری اختصاص داد. به هر حال این مسیر پیش رفت تا زمان
     خصوصی سازی.

    فعلا بحث خصوصی سازی را نگه داریم. چون در زمینه تعرفه پیامک مشخصا روزنامه فناوران موضوع را کلید زد، دوست داریم بدانیم چه کار کردید که ضمن مسکوت ماندن موضوع، پیامک گران‌تر هم شد؟
    دو سه تا تکنیک به کار بردیم. نخست اینکه رسانه‌ها را گسترده تر از شما کردیم. در واقع حوزه narrow cast شما را تبدیل به یک  Broadcast کردیم و محتوای جدیدی را بر خلاف چیزی که شما نوشته بودید، در زمینه حمایت از خط و زبان فارسی دادیم و مصوبه هیات وزیران را هم داشتیم. مهم ترین عامل این بود. سطحی وسیع تر از پوشش شما را هدف قرار دادیم و ضمنا از حمایت و دوستی خود شما هم استفاده کردیم.

    همان طور که اشاره کردید، شما موفق شده اید با رسانه‌ها ارتباط خوبی شکل دهید. آیا ارتباط خوب با رسانه‌ها را صرفا یک تکنیک می‌بینید یا یک اعتقاد؟
    یک تکنیک.

    یعنی اعتقاد نیست؟
    تکنیکی است که به آن اعتقاد دارم. همه سازمان‌های موفق در طول تاریخ کسانی بودند که با رسانه‌ها ارتباط خوب و علمی‌ داشتند و به این ارتباط هم اعتقاد داشته‌اند.

    چه کار می‌کنید که این ارتباط خوب حفظ شود؟
     یکی همین اعتقاد است و نکته دوم التزام به پاسخگویی در هر شرایطی است. اگر از زیر بار پاسخگویی شانه خالی کنید رسانه، بر خلاف خواست شما عمل می‌کند. شما تایید می‌کنید که من تا جایی که ممکن است جواب خبرنگار را می‌دهم، مهم هم نیست خبرنگار چه رسانه‌ای به چه حجم مخاطبی باشد. توصیه می‌کنم سایر دوستان روابط عمومی ‌هم این تکنیک را اجرا کنند و به آن اعتقاد داشته باشند. دوستان خبرنگار تا جایی با ما دوست هستند که کار خودشان تعطیل نشود.

    اما در مجموعه دولت چندسالی است که جور دیگری فکر و عمل می‌شود.
    به اعتقاد من آسیب‌هایی هم که به ویژه در حوزه اقتصاد شاهدش بوده‌ایم ناشی از همین وضعیت بوده است. من معتقدم یک شبه دلار و سکه ما کم نمی‌شود. دلیل اش این است که در زمینه اطلاع رسانی خوب عمل نمی‌کنیم. مثالش موضوعی است که برای مخابرات درست کردند و گفتند اطلاعات مشترکان به فروش رفته است. اگر ما به طور شفاف اطلاع رسانی نمی‌کردیم و به موقع این کار انجام نمی‌شد، نمی‌توانستیم موضوع را مدیریت کنیم. من معتقدم وقتی جواب سوال افکار عمومی ‌را ندهید، خودش جواب می‌دهد و زمانی که ناقص جواب می‌دهید، خودش جاهای خالی را پر می‌کند. ما در عرصه اطلاع رسانی هرجا ضعیف عمل کرده‌ایم آسیب دیده ایم. من معتقدم حتی به رسانه‌های خارج از کشور و حتی به رسانه‌های معاند و ضد انقلاب باید پاسخ داد. چون اگر پاسخ ندهیم فضا را برای تحلیل‌های نادرست آنها
     باز می‌کنیم.
    یک مثال می‌زنم. ما SMS را در فضای بعد از انتخابات 88 قطع کردیم. قطعی پیامک حق دولت بود. در همه دنیا در مواقع بحران ارتباطات محدود می‌شود و جزو حقوق اساسی دولت است. قانون مطبوعات فرانسه به عنوان آزادترین قانون رسانه‌ای می‌گوید در زمان بحران هر کسی حق ندارد روزنامه منتشر کند. اسمش را هم گذشته استثناهای آزادی مطبوعات. پس اینکه پیامک قطع شود حق دولت است، اما کار ارتباطی‌اش باید انجام شود. روابط عمومی ‌مخابرات هم در آن مقطع تنها مرجعی بود که تایید کرد سرویس پیامک قطع شده است. من فکر می‌کنم آن مساله را می‌شد بهتر هم
     مدیریت کرد.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :