آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 5030
تاریخ انتشار : 25 دی 1390 1:35
تعداد بازدید : 1149

مروری بر کیوسک آنلاین مجلات

شعر نو در شهر آنلاین

اینترنت نقش پر رنگی در آنلاین شدن مجلات و رسانه های مکتوب و حتی دیداری و شنیداری ایفا کرده است. هر چند هنوز هم فرهنگ روزنامه و مجله خوانی کاغذی در کشور ما پا برجاست، اما کاربرانی هم هستند که به جای خرید روزنامه به سایت روزنامه ها مراجعه می کنند یا با تاخیر چند ماهه نسخه پی دی اف مجلات را دانلود کرده و روی کامپیوتر خود مطالعه می کنند. اما اتفاق تازه، فعالیت مجلات آنلاین در حوزه های مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی و فناوری های نوین است. یکی از پر طرفدارترین این مجلات، مجلات ادبی است که ضمن بالا بودن تعدادشان در اینترنت، یکی از پربازدیدترین و قدیمی ترین مجلات آنلاین هستند. برخی از این مجلات به رغم محبوب بودن به کار خود پایان دادند مانند جن و پری و هزارتو! اما برخی از آنها نیز همچنان به کار خود ادامه می دهند اما نقطه ضعف اکثر این مجلات وقفه های طولانی برای به روز رسانی مطالب است.

شبنم كهن چي

دیباچه
« نشست و همه‌ چیزهایی را که روی دیوارهای چوبی نوشته یا حک کرده بودند، خواند: حروف اختصاری مختلف، همدیگر را تا ابد دوست داشتند، لاری جی حالش خراب بود، همین طور آقای گارنر (مت)، زر زیادی نزن! دار و دسته‌ اچ‌دبلیو رییس است، کوین اس کارش ساخته است، آماندا دبلیو خوش‌گل و مامانی است و کاش او را نمی‌انداختند زندان، چون دلم خیلی برایش تنگ می‌شود، وی پی مال من است، گور پدرشان! [بخشی از داستان "پل معلق" نوشته آلیس مونرو در مجله دیباچه]
مجله ادبی دیباچه که فعالیتش بر محور ادبیات داستانی است علاوه بر چاپ داستان نویسندگان به نقد داستان نیز پرداخته و پیرامون داستان و نقد آن با نویسندگان به گفت‌وگو می‌پردازد.گردانندگان این مجله ادبی اعلام کرده‌اند درواقع محور فعاليت‌هاي ديباچه، به حکم ضرورت و اقتضاي اين رسانه، داستان کوتاه است. ديباچه جانب آن گرايش‌ها و آثاري را مي گيرد که متضمن آزمايش‌گري و نوآوري باشد و در شيوه بيان ـ هم صورت و هم معني ـ از تراشيدگي و پيراستگي برخوردار باشد يا دست کم از ريخت و پاش ـ بسط و گسترش‌هاي غيرلازم ـ برکنار باشد. طبعاً ملاکِ این مجله براي استفاده و انتشار يک متن ـ خواه داستان، خواه ترجمه يا نقد يا مقاله ـ "حرفه‌اي" بودن يا نبودن يا ميزان اشتهار نويسنده يا مترجم نيست، بلکه معيار اصلي استعداد و قابليت موجود در خود متن است؛ اين که متن قايم به ذات باشد، و آفريننده يا پديدآورنده آن نسبت به عناصر موجود در متن احاطه و وقوفِ لازم را داشته باشند.این مجله شامل بخش‌های داستان‌های گویا، حرفه‌ای، تجربی و عامیانه است. همچنین بخش‌هایی به گفت‌وگو، نقد، معرفی کتاب، گزارش و کارگاه اختصاص داده شده است.
وازنا
عشق تو کودکی‌ست با موی طلایی / که هر آن‌چه شکستنی را می‌شکند/ باران که گرفت به دیدار من می‌آید/ بر رشته‌های اعصاب‌ام راه می‌رود و بازی می‌کند/ و من تنها صبر در پیش می‌گیرم./ عشق تو کودکی بازیگوش است/ همه در خواب فرو می‌روند و او بیدار می‌ماند/ کودکی که بر اشک‌هایش ناتوانم [شعری از نزار قربانی ترجمه سودابه مهیجی در بخش شعر جهان وازنا]
مجله وازنا، مجله تخصصی شعر است  و بسیاری از علاقه‌مندان به شعر و شاعران، این مجله را می‌شناسند. البته تحریریه این مجله اعلام کرده است که منظور از تخصصی به معنای دانشگاهی بودن آن نیست، بلکه به این معناست که این مجله فقط به شعر می پردازد؛ نقد شعر، معرفی کتاب‌های شعر، اخبار شعر، ترجمه شعر، مباحث نظری مربوط به شعر و ... و مهم‌تر از همه خود شعر .این تحریریه اعلام کرده است: وازنا تریبون اعضای کارگاه شعر کارنامه است. ما شعرها و مقالاتمان را در وازنا عرضه می کنیم و امیدواریم بتوانیم با مخاطبان اصلی خودمان که شاعران و علاقه‌مندان شعر و ادبیات هستند، ارتباط برقرار کنیم.وازنا نام کوهی است در یوش، رو در روی خانه نیما و نیما در شعر معروف "برف" از آن نام برده است.
پیاده‌رو
تو گفتی که پرنده ها را دوست داری/ اما  آنها را داخل قفس نگه داشتی/ تو گفتی که ماهی ها را دوست داری/ اما آنها را سرخ کردی/ تو گفتی که گل ها را دوست داری/ و آنها را چیدی/ پس هنگامی که گفتی مرا دوست داری/ من شروع کردم به ترسیدن [ شعری از ژاک پره‌ور ترجمعه مهدی رجبی در بخش ادبیات جهان مجله پیاده‌رو]
مجله ادبی پیاده رو که شاید بیشترین توجه‌اش به شعر ایران و جهان باشد، به معرفی کتاب و داستان ونقد می‌پردازد.این مجله فارغ از شعر به غزل معاصر هم می‌پردازد. پیاده‌رو، هفت دبیر برای بخش‌های مختلف این مجله دارد که آثار ارسالی مخاطبان را بررسی کرده و بعد از بررسی و ویرایش آن را در مجله خود منتشر می‌کنند.
والس
صبح‌ها پس از بیدار ‌شدن تا مدت‌ها خیره می‌شوم به دیوارهای دودگرفته و سقف پر از ترک هال. ترک‌های درشت را تعقیب می‌کنم و دوست دارم حدس بزنم هر جفت‌شان کی به هم ‌می‌‌رسند و اصلا هر کدام‌شان از دیروز تا به‌حال چقدر جلوتر آمده‌اند. گاهی هم می‌روم توی نخ دو رشته لامپ درازی که از سقف هال آویزان‌اند. شب‌ها که روشن‌شان می‌کنم دیوارها از این هم کهنه‌تر و دودگرفته‌تر به نظر می‌رسند. همان موقع که اینجا را می‌ساختم برقکار گفته بود که برای اتاقی با این مساحت دو تا شعله کم است، اما خودم گفتم از نور زیاد خوشم نمی‌آید. گفتم اما دروغ گفتم. یعنی اصلا به نور کم یا زیاد اهمیتی نمی‌دهم و اگر مخالفت کردم بیشتر بخاطر این بود که مدتی‌ست اصلا به آدم‌های دور و برم اعتماد ندارم. گاهی می‌دانم که درست می‌گویند ولی باز حسی وادارم می‌کند که مخالفت کنم با حرف‌هایشان. [بخشی از داستان نزدیک اما از یاد رفته نوشته کاوه بغدادچی در مجله والس]
مجله ادبی والس شاید یکی از قدیمی‌ترین مجله‌های آنلاین در حوزه ادبیات است که فعالیت خود را به صورت جدی تا امروز ادامه داده است. جایزه ادبی والس به عنوان یکی از مطرح‌ترین جوایز بین مسابقه‌های اینترنتی اولین بار سال 82 پا به عرصه گذاشت. سعي تحریریه والس ارايه متن‌هايي است با رويكرد‌هاي خاص، پيشنهادهاي تازه و در يك كلام در راستاي گسترش جهان‌هاي ممكن.فعالیت این مجله در حوزه‌هاي داستان، شعر، نقد و انديشه ادبي دنبال می‌شود و در كنار اين فعاليت‌ها با برگزاري جايزه ادبي والس نيز به صورت هر ساله، گامي در جهت شناسايي و معرفي آثار قابل اعتناي ادبيات فارسي برمی‌دارد.بنیانگذاران این مجله معتقدند ادبيات نو و كهنه نمي‌شناسد. ادبيات متعلق به هر كسي است كه او را فراخواند، خارج از چهارچوب نسل‌ها و تفاوت‌ها. این مجله دارای کتابخانه هم هست و داستان‌های منتخب چهار دوره گذشته جایزه ادبی والس را که طی سال‌هایی به صورت نامرتب برگزار کرده است نیز در دسترس کاربران قرار داده. آخرین مجموعه داستان برگزیده این مجله مربوط به شب یلداست که چهل داستان برگزیده را در قالب شب چله منتشر کرد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :