آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 33602
تاریخ انتشار : 23 شهریور 1392 13:45
تعداد بازدید : 519

سرمای تابستان

این روزها همه خوب و خوشیم و مشغول تفریح و لذت بردن از آخرین روزهای تابستان، روزهایی که انگار همه چیز دست به دست هم داده تا خوشحال باشیم؛ صدای بازی شاد بچه ها، هوای خوب، مردم خوب تر و اتفاقات جدیدی که هر کسی را مشتاق می کند. به روز شده ایم حسابی، حتی زمزمه هایی شده که می توانیم مدارس را به لپ تاپ تجهیز کنیم.

مسعود مقدم

میان برو بیای خرید کیف و دفتر و مداد و خودکار برای بچه‌هایی که هیجان شروع مدرسه‌ها را دارند، کسی گلایه ندارد. وضعیت مدارس در شهرهای بزرگ روز به روز بهتر می‌شود، تا نسل فرهیخته‌تری تحویل اجتماع ‌دهیم. اما کمی‌ دورتر از هیاهوی شهرهایی بزرگ، کمی دیرتر سرمایی هم در انتظار است. سرمایی که شهرهای بزرگ ترسی از آن ندارند؛ لباس‌های گرم خوبی در شهرهای بزرگ فروخته می‌شود، مدارس هم که خدا را شکر روز به روز تجهیزات گرمایی سرمایی‌شان بهتر می‌شود، خیلی سرد بشود می‌توانیم با گرمای فن سیستم‌ها بچه‌ها را گرم کنیم! اما شهر‌های کوچکترمان چطور؟ لباس‌ها به گرمی و خوبی شهرهای بزرگ است؟ مدارس چطور؟ همه چیز عالی و خوب و با سیستم‌های به روز اداره می‌شود یا هنوز قصه ما حکایت بخاری نفتی و سرمای جانسوز است؟ هنوز درب کلاس‌ها گاهی تصادفی گیر می‌کند یا باز است تا همه از آن بیرون بروند؟ تمام آرزوی ما این است که زمزمه‌های شیرینی که می‌شنویم فقط برای شهرهایی نباشد که می‌شود مثل مدال افتخار به سینه زد؛ بد نیست کمی ‌یادمان باشد شهرهای کوچکی، روستاهای دورافتاده‌ای در همین حوالی هست که نیازشان خیلی ارزان‌تر از یک لپ‌تاپ تمام می‌شود؛ شهرها و روستاهایی که شاید اندازه ما تابستان شیرینی نداشتند، بچه‌هایی که شاید صدای خنده‌شان به اندازه بچه‌های ما کوچه‌ها را پر نکرد. بد نیست هر از گاهی نقشه کشورمان را نگاه کنیم، شاید بزرگ‌تر از چیزی باشد که فکر می‌کنیم. راستی، قرار است به شین‌آباد هم لپ‌تاپ ارسال کنیم؟ دخترهای شین‌آباد هنوز هم خاطره می‌خواهند، خاطراتی از جنس پاکی کودکانه.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :