fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 27660
    تاریخ انتشار : 4 خرداد 1392 12:19
    تعداد بازدید : 617

    درباره يك خلاء فرهنگي

    كپي رايت؛ نقطه سر خط

    صحبت از كپي رايت در كشوري كه «كپي» و «سرقت فرهنگي»، حرف اول و آخر را در آن مي‎ زند، به شوخي بيشتر شبيه است تا يك دغدغه فرهنگي. اما چه مي شود كرد كه وظيفه «رسانه» آگاهي بخشي و اطلاع رساني است و نمي توان به بهانه تكرار يك فرهنگ غلط، از نوشتن درباره «راستي» و «درستي» سرباز زد چراكه اگر روزنامه نگار تنها يك مسووليت مهم هم داشته باشد، آن مسووليت چيزي نيست جز خدمت گزاري «حقيقت» و خدمت گزاري «آزادي».

    پژمان موسوی

    اما مگر كپي‌رايت چيست كه اين همه در ايران حاشيه درست كرده است؟ مگر جز اين است كه کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثار چاپ شده و چاپ نشده ادبی، علمی و هنری است كه از آغاز پدید آمدن یک اثر به آن تعلق می‌گیرد؟ و باز مگر جز اين است كه ادعاي آزادي خواهي و فرهيختگي‌مان، گوش فلك را پر كرده است و همه‌مان در همه حال بر رعايت حقوق يكديگر اصرار مي‌ورزيم و آن را اصلي اساسي در حقوق شهروندي مي‌دانيم؟ پس چگونه است كه در يك «مسووليت شناسي» خيلي كوچك و «احترام به حقوق ديگران»، اين همه درجا مي‌زنيم؟ درجا كه نه عملا بازي را بر هم مي‌زنيم؟ داعيه آزادي و حقوق مدني و شهروندي داريم اما در رعايت حقوق معنوي يك اثر كوچك هم كوتاهي مي‌كنيم و تمامي حقوق مادي و معنوي صاحب اثر را زير پا له مي‌كنيم؛ به واقع چرا اين‌گونه است؟ آيا مشكل به سير تدوين و تصويب قوانين مربوط به كپي‌رايت و حق تكثير در ايران (كه نخستين بار در سال ۱۳۰۴ و دوباره نيز به شكلي جامع‌تر و كامل‌تر از آن در سال ۱۳۴۸ با عنوان قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان تصویب شد) برمي‌گردد يا مشكل از جاي ديگري است؟ با نگاهي به سوابق تاريخي و مسایل عيني كپي‌رايت در ايران، به نظر مي‌رسد اين «مساله» بيش از آنكه از يك خلا «قانوني» رنج ببرد، از يك خلا «فرهنگي» رنج مي‌برد؛ خلایي كه بسيار مخرب‌تر و خطرناك‌تر از خلا قانوني است زيرا خلا قانوني قابل حل است اما خلا فرهنگي خير. با قاطعيت مي‌توان گفت نياز امروز كشور در مساله كپي‌رايت، يك «تصميم» و «اراده» جمعي است؛ تصميم و اراده‌اي در راستای رعايت حقوق مولفان و صاحبان اثر به عنوان پيش زمينه‌اي براي تحقق حقوق شهروندي.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :