آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 2461
تاریخ انتشار : 4 آبان 1390 10:53
تعداد بازدید : 1557

چالش های ERP و دلایل برخی شکست ها (بخش سوم و پایانی)

در بخش های قبلی مقاله دلایل شکست ERPدرایران تشریح شد که در ادامه سایر این دلایل را می خوانید:

مجید میرزایی

8- بی‌توجهی به تفکر کارکنان به عنوان عمده‌ترین عامل فرهنگی در اجرا ERP باعث شکست شده است.
فراموش نکنیم تواناترین نرم‌افزارها قرار است توسط کارکنان شما به کار گرفته شوند. گاه مدیران برای نمایش تبلیغاتی و  وادار کردن کارکنان به تلاش بیشتر ERP را موجودی معرفی می‌کنند که قرار است با آمدنش انتقام مدیریت را از افراد کم تلاش فعلی بگیرد. این کار یعنی فشار دادن همزمان پدال گاز و ترمز اتومبیل شماست و فقط تولید صدا و هدر رفتن انرژی حرکت است.
بهترین پیشنهاد شاید عدم ایجاد حس ناامنی و مشارکت دادن آنها و عدم پنهان کاری در مورد مراحل آن است.
9- مطالعه و تحقیق دقیق بر شناخت توانایی سازمان خود و امکان‌سنجی اجرای ERP معمولا عجولانه انجام شده است.
این امکان‌سنجی باید همه ارکان را در بر گیرد و اول تصور کنیم نهایت موفقیت این پیاده‌سازی چقدر مطلوبیت در بازار کار برای سازمان ما ایجاد می‌کند و این تکلیف تعهد مدیریت را یکسره می‌کند. در مراحل بعدی باید بستر سخت‌افزاری و شبکه متناسب را بسنجیم.
ارتباط سیستماتیک اثر بخشی بین واحدهای سازمان وجود دارد. کارکنان با چند سمینار مدیریتی حاضر به ورود خواهند شد.
متاسفانه در ایران به ویژه در نگاه برخی مدیران بخش دولتی منظور از اطلاعات کاری همان اعداد و ارقام حسابداری است که می‌تواند حسابرسان را متقاعد کند و بقیه اطلاعات و آمارهایی را که جنبه تصمیم‌سازی دارد را لوکس و تجملی می‌پندارند. برخی نیز راه‌اندازی یک نرم‌افزار در حوزه مالی و اداری را مترادف با اجرای ERP می‌دانند.
پیاده‌سازی ERP به ذات مخاطراتی را همراه خود دارد اما در کشورهای توسعه یافته نگرانی بر نحوه جمع آوری و دقت بر صحت اطلاعات است و در کشور ما نگرانی بیشتر از عدم حمایت مدیران ارشد از کار گروه‌های
 تشکیل شده است.
این کار گروه‌ها که همان گروه‌های دانش‌ورزی نیز نامیده می‌شوند، مسوولیت جمع آوری اطلاعات منطقی یا تهیه مدل‌های رفتاری سازمان‌ها را به عهده دارند که معمولا هم خیلی جدی گرفته نمی‌شوند.
مدیران باهوش ایرانی می‌دانند که به چه اندازه نگاه و تعهد مدیران در بی‌نتیجه رها شدن پیاده‌سازی ERP نقش
 مخربی دارد.
عجله در راه‌اندازی پیش از موعد نرم‌افزارها و عدم صرف حوصله مناسب در برنامه ریزی‌های اولیه باعث تولید نتیجه کم ارزش از هزینه‌های گزاف در ERP می‌شود.
از دیگر مشکلات کار در این حوزه عدم برخورداری از مستندات به روز آوری شده و تصویر شماتیک از وضعیت فعلی سازمان برای درک و کنترل بهتر پیشرفت‌های بعدی است.
گروهی از مجموعه‌های موفق در اجرای  ERP از نقش سیستم‌های MRP به نیکی یاد کرده‌اند.
البته پر واضح است که در MRP هم اطلاعات گسترده و دقیقی از مواد و کالا و ساختار محصولات و اطلاعات دقیقی از موجودی در جریان ساخت نیاز است.
همچنین باید جریان دینامیک چرخه مواد اولیه در سازمان را به شکل مدل تهیه کرد تا امکان صدور اسناد مالی مرتبط با مواد را سیستماتیک کرد.
نتیجه اینکه اگر ERP را براساس نیاز واقعی سازمان خود دعوت می‌کنید، اول وضع فعلی را به اعداد تبدیل کنید چون اگر امروزمان که احتمالا در کنترل ما بوده را نتوانیم محاسبه کنیم فردا هم به شکل مکانیزه‌تری از امروز سردرگم باقی خواهیم ماند.
 ERP وسیله تبلیغ مدیریت نیست و اگر آمادگی سازمان شما از لحاظ بستر فکری و سخت‌افزاری و غیره وجود ندارد و به عنوان مدیر تصور می‌کنید که حالا تا هر جایی که توانستیم جلو برویم، باید گفت که حاصل آن هزینه نافرجام
 خواهد بود.
 اگر شما به عنوان راهبر ندانید که پایان کار چه می شود، قطعا دیگران هم نخواهند دانست و کمکی برای هر میزان تخصصی نمی‌توانند به شما بکنند. بدانید که نمی‌شود شنا کرد ولی خیس نشد. ERP منطق دارد و با ساختار منطقی و اصولی مفید خواهد بود.
 اگر به عنوان مدیر تصور می‌کنید توان به نتیجه رساندن آن را ندارید تقاضا می‌کنیم برای امتحان کردن شانس سازمان خود برای موفقیت، به آمار ناکامان اجرای ERP
 در ایران نیفزایید.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :