آخرین اخبار
facebook Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی
کد خبر : 225956
تاریخ انتشار : 7 آذر 1396 10:37
تعداد بازدید : 905

تحول در درمان بیماری های روان با واقعیت مجازی

تقریبا تمام افراد دوره ای از ناسلامتی روان را در طول عمر خود تجربه می کنند و حدود یک پنجم تا یک چهارم افراد جامعه با مسائل سلامت روان دست و پنجه نرم می کنند. اکنون پیشرفت فناوری عرصه تازه ای در درمان گشوده است، در درمان بیماری های روان و مسایل مربوط به سلامت روان که در نتیجه بیماری های جسمی ایجاد می شوند. برخی از تحقیقاتی که اخیرا انجام شده، نشان می دهد واقعیت مجازی می تواند تاثیر چشمگیری در بهبود یا تخفیف علائم این بیماری ها داشته باشند.

نسترن صائبی
 ترس از ارتفاع 
قرار گرفتن در بلندی برای مبتلایان به فوبیای ارتفاع تجربه ای بسیار هراس آور است، در موارد شدید این ترس می تواند فعالیت های اجتماعی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و برایش مشکلات روزانه ایجاد کند.
در برخی افراد، ارتفاع فقط ترس از افتادن را ایجاد نمی کند بلکه ممکن است فرد احساس کند که ممکن است داوطلبانه خود را پایین بیندازد که احساسی بسیار ترسناک است. اما اکنون با استفاده از واقعیت مجازی، فرد می تواند در عین حال که احساس ایمنی می کند خود را در معرض تجربه ارتفاع قرار دهد.
به گفته دکتر دانیل فریدمن، روانشناسی که واقعیت مجازی را برای درمان هراس از ارتفاع به کار گرفته، این روش برای این بیماران مفید است، افراد می دانند که آنچه می بینند واقعی نیست بنابراین شروع به کارهایی می کنند که یا تا به حال نمی کردند یا مدت های مدید است که از آن پرهیز کرده اند، اما ذهن و بدن آنها طوری عمل می کند که انگار در دنیای واقعی هستند.
وی می گوید: آنها یاد می گیرند که خاطره جدیدی را شکل بدهند، مساله آنها احساس ایمنی در ارتفاع است. به این ترتیب، خاطره امنیت در ارتفاع جایگزین می شود و به تخفیف خاطره ترس کمک می کند.
شرکت کنندگان در این تحقیق از این روش راضی هستند، آنها به تدریج اعتماد به نفس پیدا می کنند در زندگی واقعی به جاهای بلند بروند و در جاهایی که پیش از این جرات نمی کردند به پایین نگاه کنند. این شیوه آزمایشی اکنون برای صد نفر به کار گرفته شده است و دکتر فریمن امیدوار است پس از تکمیل، در کلینیک ها و حتی در خانه و بدون حضور درمانگر به کار گرفته شود. 
او می گوید: بعضی ها نگران این هستند که واقعیت مجازی جای درمانگر واقعی را بگیرد. اما ما فکر می کنیم واقعیت مجازی می تواند کمک درمانگر باشد و به خیلی افراد کمک کند مشورت لازم را بگیرند. اگر بخواهیم خدمات روانشناسی را در سطح وسیع به همه ارایه کنیم به فناوری هایی مثل واقعیت مجازی نیاز داریم.

 مشاور مجازی
آیا تکنولوژی می توانند بیماری های پیچیده مثل اضطراب و افسردگی را درمان کنند؟ این سوالی است که محققان در لندن سعی کرده اند با استفاده از واقعیت مجازی به آن پاسخ دهند.
برای این کار یک تکنیک قدیمی روانشناسی به نام تعویض بدن را که برای خوددرمانی استفاده می شد، با واقعیت مجازی ترکیب کرده اند. وقتی فرد عینک وی آر را به چشم می گذارد خود را در مطب درمانگر می بیند. از این شیوه برای درمان اضطراب اجتماعی یا اضطراب ناشی از حضور دیگران استفاده شده است. کسانی که این مشکل آنها شدید است حتی از کارهای ساده مثل خرید یا گرفتن کتاب از کتابخانه ناتوان می مانند چون برایشان بسیار اضطراب آور است. آنها احساس داغی و برافروختگی می کنند و نفسشان تند می شود و زیر آوار ترس شدید درمانده می شوند.
اما با استفاده از واقعیت مجازی، ابتدا فرد مشکل خود را برای یک درمانگر مجازی – مثل این مرد ریشدار– توضیح می دهد. اینکه فرد می داند که در واقع تنها است و کس دیگری حضور ندارد به او کمک می کند تا اضطرابش کاهش یابد و بتواند مشکل خود را توضیح دهد.
بیمار در قدم بعدی جایش با درمانگر عوض می شود، فرد آواتار (خود مجازی اش) را می بیند که دارد مشکلش را توضیح می دهد و خود فرد باید به خود مجازی اش مشورت بدهد.
به این ترتیب درمانجو در واقع از خودش سوال می کند که آیا تا به حال سعی کرده با روش های مثل تمرکز بر تنفس خودش را آرام کند یا نه و آیا سعی کرده ریشه این اضطراب را پیدا کند. بیمار بعد جواب های خودش را از آواتار درمانگر می شنود.
برای کسانی که در این تحقیق شرکت کرده اند شنیدن آنچه درمانگر مجازی می گوید – که در واقع حرف خودشان است– به اندازه گفت وگو با درمانگر واقعی تاثیر نداشته است. ممکن است اگر فرد آنچه را به دیگری ممکن است بگوید، دوباره بشنود فوایدی داشته باشد اما نمی تواند جای فرد آموزش دیده ای را بگیرد که می داند برای هر مورد خاص چه روش هایی بهترین روش است.
دکتر نیهارا کروس می گوید واقعیت مجازی باید در کنار روش سنتی گفت وگو با درمانگر به کار گرفته شود و به تنهایی ممکن است فایده نداشته باشد. اول اینکه واقعیت مجازی فرض را بر این می گذارد که فرد توانایی این را دارد که خود را به جای دیگری بگذارد، کاری که همیشه آسان نیست. فرض دوم این است که همه افراد مهارت کلامی برای توصیف عینی هر چیزی را دارند در حالی که برای بعضی افراد این کار راحتی نیست. استفاده از این فناوری و این شیوه در مراحل اولیه است و تا زمانی که به تکامل برسد راه درازی باقی است.
 توهم شنوایی
شنیدن صداهایی که در واقعیت وجود ندارند، توهم شنوایی، یکی از شایع ترین علائم در بیماری های روانپزشکی است، به خصوص در اسکیزوفرنی. این صداها برای فرد بسیار آزاردهنده و ناخوشایند هستند و اگر آمرانه باشند ممکن است فرد را در معرض خطر جدی قرار دهند. حتی با روان درمانی و دارودرمانی یک چهارم مبتلایان به اسکیزوفرنی همچنان این صداها را می شنوند. اما تحقیقی که در کینگز کالج و دانشگاه یو سی ال لندن انجام و در نشریه لنست منتشر شده می گوید جسمیت دادن به این صداها به مبتلایان کمک کرده بهتر با این صداها کنار بیایند. در این تحقیق برای 75 فرد که بیش از یک سال توهم شنوایی داشتند شش جلسه مواجهه با آواتار ترتیب دادند، به عبارت دیگر بر صفحه کامپیوتر صدای مزاحم تجسمی عینی پیدا می کرد و فرد می توانست با صدای درون ذهنش به عنوان یک شخصیت مجازی رو در رو شود. خود شرکت کنندگان با استفاده از یک نرم افزار شبیه سازی در فرآیند شکل دهی به این صدا مشارکت داشتند تا هم چهره هم صدای فرد مجازی تجسم همان صدایی باشد که آنها در سر خود می شنوند. برای هفتاد و پنج نفر دیگر فقط جلسات روان درمانی ترتیب دادند. پس از آنکه آواتار صدای توهم شکل گرفت، فرد با این آواتار به گفت وگو می پردازد. درمانگر در مکالمه ای سه نفره گاهی با صدای آواتار و گاهی با صدای خودش پاسخ می دهد.

 واقعیت مجازی در خدمت علم 
پروفسور تام کریگ از نویسندگان این تحقیق می گوید: رویارویی فرد با آواتار به او احساس ناامنی نمی دهد، آسان است و در کاهش دادن مواردی که فرد صدا می شنود دو برابر موثرتر از روان درمانی است. این صداها اغلب فرد را تهدید می کنند یا به او توهین می کنند و بسیاری از افراد نمی دانند که می توانند به این صداها جواب بدهند، حرفهایشان را رد کنند یا با آنها مخالفت کنند؛ چرا که این تجربه بسیار آزاردهنده و ترسناک است. اما استفاده از شبیه سازی به آنها کمک می کند تا دریابند که می توانند با آین صداها مقابله کنند.
در این شرایط فرد بیشتر احساس امنیت می کند و خود را قادر می بیند که کنترل ذهن و رفتار خود را از دست صدا خارج کند، این تحولی بزرگ است برای فردی که خود را در مقابل این صدا کاملا ناتوان می دیده است.

 ابداعی برای شناخت دمانس
در این شبیه سازی به بیمار یاد داده می شود که چطور جلوی صدا بایستد و مثلا بگوید: دیگر به حرفت گوش نمی کنم چون مزخرف می گویی. 
پس از 12 هفته، هفت نفر از آنها که آواتار درمانی شده بودند و دو نفر از آنها که روان درمانی شده بودند گفتند صداها کاملا ناپدید شده اند. اما در هفته ۲۴ میزان بهبودی در آنها که آواتار درمانی شده بودند مشابه کسانی بود که روان درمانی شده بودند. این احتمال به آن معنا است که هر از چند گاه باید جلسات مجدد آواتار درمانی را تکرار کرد تا اثر آن تقویت شود. تردیدی نیست که در این باره به تحقیقات بسیار بیشتری نیاز است. در این مورد واقعیت مجازی به کار گرفته نشده و تنها از شبیه سازی کامپیوتری استفاده شده اما می توان تصور کرد که در آینده از همین شیوه به صورت واقعیت مجازی استفاده شود و فرد خود را در موقعیت های مجازی شبیه زندگی واقعی ببیند و با صدا روبه رو شود.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :