fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 217472
    تاریخ انتشار : 28 مرداد 1396 8:16
    تعداد بازدید : 559

    حباب هایی که ترکیدند

    علی شمیرانی- سال ها پیش که تازه پا به عرصه کار روزنامه نگاری گذاشتم، چند روزنامه و یک خبرگزاری بیشتر در فضای رسانه ای کشور مشغول به کار نبودند. لذا روزنامه نگاری هیچ شباهتی به این روزها نداشت و روزنامه نگاران در عین محدودیت هایی که داشتند، اما اصول و قواعدی نیز بر کارشان حاکم بود که کوچکترین انحرافی از آنها به سرعت به چشم می آمد.

    Shemirani@
    رفته رفته اما سر و کله افراد جدیدی در نشست های خبری پیدا شد که روزنامه نگاران آنها را نمی شناختند، اما دیگر خبری از صندلی های خالی در کنفرانس های خبری نبود. این افراد جدید بلاگرها بودند. وبلاگ نویسی به یکباره در ایران اوج گرفته بود و هر کس با هر سن و تحصیلاتی پا به این عرصه گذاشته بود و از آنجا که هیچ دوره و تجربه خاصی هم نداشتند، با هر ادبیاتی مطالب را به رشته تحریر در می آوردند.
    کمی بعد اما در عرصه رسانه افراد بیشتری نیز اضافه شدند. خبرگزاری ها که رشد کردند، حالا هر کس به فکر راه انداختن یک سایت خبری برای خود بود. سایت هایی یک یا چند نفره که بسیاری از آنها نیز بدون توجه به اصول حرفه ای صرفا ایجاد شده بودند تا عده ای سرگرمی جدیدی به اسم“خبرنگاری” برای خود پیدا کنند. تعداد سایت ها آنقدر زیاد شد که گاه به شوخی می گفتیم، تعداد سردبیران در ایران بیشتر از خبرنگاران شده است!
    برخی از این سایت های خبری اما به قدری تنزل پیدا کردند که رسما با بکارگیری ترفندهای فنی، مطالب زرد و روش های مختلف افزایش مخاطب، تبدیل به بولتن ها و کاتالوگ های تبلیغاتی شده و رسما ابزاری در اختیار روابط عمومی نهادهای دولتی و شرکت های خصوصی برای معرفی خدمات و محصولاتشان شدند.
    حالا اما بهار و تب وبلاگ نویسی و بلاگرها خوابیده بود و سایت های خبری جای آنها را گرفته بودند. 
    اما در حالیکه کارکرد غیر موثر بسیاری از سایت های خبری (بخوانید تبلیغاتی) در حال هویدا شدن بود، این سایت ها حالا شاهد ورود رقبای جدیدی هستند که به شکلی اساسی در حال تنگ کردن جای آنها و ربودن گوی سبقت در درج اخبار تبلیغاتی، جهت دار و عموما نادرست هستند. یعنی شبکه های اجتماعی و برخی صفحات با صدها و بلکه میلیون ها مخاطب. 
    حالا نشست های خبری برخی شرکت های خصوصی در کنار خبرنگاران رسانه ها و رپورتاژنویسان برخی سایت ها، پر شده از افرادی که هیچ قلم و کاغذی جلوی دستشان نیست و نه چیزی می نویسند و نه سوالی می کنند، بلکه مثل پادشاهان به صندلی های خود تکیه زده و با موبایل خود سرگرم هستند تا جلسه تمام شود و بعد از دریافت هدیه یا پول، لطف کرده و اگر غلط املایی نداشتند، چند کلمه ای در صفحات اجتماعی خود تبلیغ کنند تا عده ای آن محصول را بخرند یا لایک کنند!
    این روزها اما تب پدیده ای به نام اینفلوئنسرها نیز در حال خوابیدن است و کم نیستند شرکت هایی که نقره داغ شده اند و بعد از هدر دادن پول های سنگین، دریافته اند که جامعه هدف و روش انتقال پیام، یک کار تخصصی است که نیازمند تجربه و ساز وکار خاص خود است.
    در میان تمام این امواجی که آمده اند و رفته اند، رسانه های سنتی و رسمی در دنیا اما همچنان قدرت خود را حفظ کرده و توانسته اند بخش زیادی از مخاطبانی که با این موج ها جابه جا شده بودند را به سمت خود بازگردانند. 
    چراکه مخاطبان نیز دریافته اند که خروجی کار رسانه ها و روزنامه نگارانی که در قالب یک شغل تمام وقت، تیمی و حرفه ای سال ها مشغول به کار هستند، به مراتب قابل اعتمادتر از خروجی افرادی است که از سر تفنن و پولسازی پا در این مسیر گذاشته اند. 


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :