fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 213023
    تاریخ انتشار : 15 تیر 1396 9:1
    تعداد بازدید : 1187

    نگران نشوید؛ این مطلب ربطی به آموزش و پرورش و یونسکو ندارد

    2030 ترابشر می شویم

    دانشمندان پیش بینی می کنند که تا سال 2030 هوش مصنوعی به حدی پیشرفت خواهد کرد که حتی شما می توانید از طریق آن، بدون شرکت در جلسات ملال آور، محتوای کل جلسه را به مغزتان دانلود کنید.

    نسترن صائبی
    هم اکنون اینترنت مملو از ترفندهایی است که نحوه هک کردن وضعیت سلامتی شما را ارایه می کنند (البته منظور از هک کردن بدن در اینجا، کارهایی است که باعث افزایش عملکرد مغز و جسم می شود)؛ از افزایش عملکرد مغز با نوشیدن یک قهوه برای کاهش حس خواب، استرس و افزایش سطح فعالیت مغز، تا ابزارهای پوشیدنی که برای تناسب اندام طراحی شده اند، همه ابزارهایی هستند که برای بهینه سازی عملکرد ما انسان ها ساخته شده اند. ترکیب این ویژگی ها با پیشرفت های اخیر در زمینه هوش مصنوعی، عملا اجتناب ناپذیر است و این همان مرزی است که انسان برای تبدیل شدن به ترابشر (Transhuman) برای خود پیش بینی کرده است. هوش مصنوعی نقش خود را در ساخت نرم افزارهای بصری و کاربرپسند ثابت کرده است. نمونه بارز آن هم دستیارهای شخصی نظیر الکسا و سیری هستند که از فناوری تشخیص چهره برای تشخیص کاربر بهره می برند. در واقع ما انسان ها به نقطه ای رسیده ایم که به دستگاه های دور و برمان به عنوان ابزارهایی برای بهبود زندگی اعتماد کرده ایم. 
    ترس حاصل از داستان ها و فیلم های علمی- تخیلی که در آنها روبات ها و در واقع هوش مصنوعی وارد زندگی روزمره ما می شوند و زمام امور را از ما می گیرند، همچنان ما را نسبت به این پیشرفت ها هوشیار نگه داشته است. هم اکنون هوش مصنوعی به راحتی در داخل گوشی های هوشمند ما وارد شده اند و همین امر می تواند به راحتی دانشمندان را به هک مغز انسان رهنمون کند. 
    ایلان ماسک، بنیانگذار شرکت های اسپیس ایکس و تسلا و همچنین برایان جانسون، کارآفرین و بنیانگذار شرکت سازنده ایمپلنت های مغزی برای بهبود عملکرد مغز، گویا از هر کسی در این دنیا بیشتر از پیشرفت هوش مصنوعی خوشحال می شوند. 
    آنها تیم تحقیقاتی را تشکیل داده اند تا بسیار زودتر از آنچه تصور می شود، توان مغزی انسان را افزایش دهند. به بیان ساده هدف از این حوزه علمی، افزایش هوش و ترمیم یا تقویت مهارت های شناختی با بهره گیری از ایمپلنت های مغزی است. 
    میخائیل لبدوف (Mikhail Lebedev)، محقق ارشد دانشگاه دوک آمریکا که اخیرا مجموعه ای ارزشمند از 150 مقاله در حوزه «تقویت مغز» (Brain Augmentation) را منتشر کرده، معتقد است تا سال 2030 این آرزوی بزرگ به حقیقتی عادی و روزمره تبدیل می شود. 
    تمرکز اصلی تحقیقات لبدوف، ساخت دستگاهی است که به طور کامل در مغز نصب می شود. یکی از چالش های اصلی این عمل، تامین انرژی و سیستم ارتباط بی سیم است؛ موضوعی که ایلان ماسک هم روی آن کار می کند. ماسک با خرید استارتاپ «نورالینک» که یک ایرانی به نام پدرام محسنی بنیانگذار آن است، تصمیم گرفته آرزوی دیرینه طرفداران داستان های علمی-تخیلی یعنی ادغام مغز انسان با نرم افزار و ارتقای عملکرد زیستی و فنی را ممکن سازد. ماسک امیدوار است طی چهار سال آینده از این روش برای درمان تومورهای مغزی حاد و ضایعات ناشی از سکته و سرطان بهره گیرد.
    گفتنی است که برایان جانسون موسس شرکت Braintree بیش از 100 میلیون دلار را به استارتاپ Kernel اختصاص داده است. در این شرکت، دانشمندان علوم عصبی و مهندسان با همکاری هم روند پیشرفت بیماری های مخرب عصبی مانند پارکینسون را با تعبیه تراشه های کوچک در مغز معکوس شناسایی و متوقف کنند.
    دانشمندان معتقدند قبل از این که کدنویسی عصبی با کامپیوترها را شروع کنند، یعنی همان نقطه پیوند هوش انسان و هوش مصنوعی، باید تحقیقات بسیار زیادی در زمینه تعامل نورون ها با یکدیگر انجام دهند که البته این تحقیات مستلزم سرمایه گذاری عظیمی است. 
    در حال حاضر محققان قادرند محرک های الکترونیکی را در مغز ایجاد کنند که این سیگنال ها حس مصنوعی در مغز ایجاد می کنند. به طور مثال می توانند بینایی را به افراد برگردانند یا حس لامسه را در اندام ها بدن به وجود آورند. محققان معتقدند که عملکردهای شناختی مثل حافظه با تحقیقات بیشتر در زمان آینده، قابل ارتقا هستند.
    میگوئل نیکوللیس (Miguel Nicolelis)، عصب شناس دانشگاه دوک در سال 2013 توانست ارتباط مستقیمی بین مغز موش ها برقرار کند. در این دستاورد انقلابی، موش ها با استفاده از ارتباط مستقیم توانستند اطلاعات را بین هم به اشتراک بگذارند. چنین قابلیتی در انسان ها می تواند به اشتراک گذاری خاطرات، اطلاعات و دستیابی به «هوش جمعی» منجر شود. مثلا به جای شرکت در جلسات ملال آور، می توانید کل کنفرانس را روی مغزتان دانلود کنید. 
    ری کورزویل، مغز متفکر گوگل است که ایده ها و نظریه های بسیار نابی در زمینه آینده فناوری ها دارد. او پیش بینی می کند که تا سال 2030 میلادی، نانوبات ها از طریق مویرگ ها وارد مغز انسان می شوند و خاطرات ما را از طریق اتصال نئوکورتکس مغز به فضای ذخیره سازی ابری منتقل می کنند. در این صورت دیگر هیچ خاطره ای از یاد نمی رود و در ضمن در آن واحد می توانیم به خاطراتی که دوست داریم، دسترسی پیدا کنیم. معمولا باید حرف های کورزویل را جدی گرفت، پیش بینی های او از دهه 90 میلادی تا به امروز، در 86 درصد موارد به واقعیت پیوسته است.
    اف.ام- 2030
    اما جالب است بدانید که اصلا ایده ترابشر و سال 2030 از کجا آمده است. اگر بگوییم ایده اولیه را یک ایرانی ارایه کرده تعجب می کنید؟
    ترابشریت یا Transhumanismجنبشی فکری است که می گوید با پیشرفت فناوری و افزایش در دسترس بودن آن، می توان به جلوگیری از افزایش سن پرداخت و یا به توانمندسازی انسان ها به لحاظ توانایی های فیزیکی، ذهنی یا روان شناختی، دست زد. این مکتب فکری، چنین تغییرهای بنیادی ای در وضعیت انسان ها را ممکن می بیند و آن را هم ضروری و هم خوشایند می داند. 
    ایده پرداز ترابشریت هم فردی است به نام فریدون اسفندیاری. او که اف ام-2030  نامیده می شود
    نویسنده، فیلسوف ، مشاور و آینده پژوه بود. وی به عنوان نظریه پرداز ترابشریت با نگارش کتاب «آیا شما یک ترابشر هستید؟: پیشرفت و کنترل رشد فردی در یک دنیای پر تغییر» که در سال ۱۳۶۸ به چاپ رسید، به شهرت رسید. او همچنین تعدادی کتاب با موضوع های تخیلی را با نام واقعی ف.م. اسفندیاری به چاپ رسانده است.
    اف ام ۲۰۳۰، که در دهه ۶۰ میلادی، در دانشگاه نیواسکولِ نیویورک، «مفهوم هایِ نوین از انسان» خوانده بود، نخستین استادِ آینده پژوهی بود که مفهومِ امروزیِ ما از ترابشریت را موردِ معرفی و پیش بینی قرار داد. کسانی که از فناوری ها، سبک هایِ زندگی و جهان بینی هایی استفاده می کردند که باعثِ تراگذری و انتقالِ انسان به پساانسان می شوند، از سوی اف ام ۲۰۳۰، ترابشر نامیده شدند. این حرف ها، زمینه سازِ ماکس مور، فیلسوفِ بریتانیایی شدند که در دهه ۹۰ میلادی، آغاز به معرفیِ اصل هایِ ترابشریت، به عنوانِ یک فلسفهآینده پژوه کرد و طبقه روشنفکری را در کالیفرنیا سازماندهی کرد که در نهایت گسترش یافت و جنبشِ جهانیِ ترابشریت را شکل داد.
    اسفندیاری به دو دلیل نام خود را به ف.م. ۲۰۳۰ تغییر داد. اول آنکه این نام نشان دهنده امید و اعتقاد او به زندگی و برگزاری یکصدمین جشن تولد خود در سال ۲۰۳۰ میلادی است و دوم اینکه خواهان درهم شکستن شیوه های مرسوم نامگذاری بود که ریشه آن را در ذهنیت جمعی، و تنها اثری از گذشته قومیتی افراد می دانست. اسفندیاری در سال 1379 در نیویورک به علت سرطان درگذشت و جسدش منجمد شد تا در سال 2030 دوباره به حیات بازگردانده شود.
    منبع: ScienceAlert


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :