fanavaran
آخرین اخبار
   
    کد خبر : 184330
    تاریخ انتشار : 23 خرداد 1395 10:39
    تعداد بازدید : 1075

    چرا در ایران «فرشتگان سرمایه گذار» نداریم؟

    افشین کلاهی- در ایران بازار و اقتصاد هنوز حالت کاملا سنتی دارد، این مساله باعث شده است شرکت های حوزه تکنولوژی با چالش هایی چه در بحث سرمایه گذاری و چه در بحث مدیریت روبرو باشند.

    سرمایه گذاری خطرپذیر که به صورت مخفف VC گفته می شود، در کشورهای پیشرفته برای حمایت از استارت آپ ها جایگاه برجسته ای دارد و به افرادی که این کار را انجام می دهند، فرشته سرمایه گذار گفته میَ شود. چرا که آن ها ریسک می کنند و مانند فرشته ای، همه خطرات سرمایه گذاری را می پذیرند.
    دو درصد سرمایه گذاری خطرپذیر در آمریکا باعث شده است، 21 درصد از اقتصاد آمریکا مبتنی بر شرکت هایی با سرمایه گذاری بالا باشد. ولی در ایران این اقبال وجود ندارد و ترس از این است که شرکت های نوین ورشکست شوند. شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر آن شرکتی است که به درستی کسب وکارهای نوین را انتخاب کند، مجموعه ای از آن ها را زیر چتر خود بگیرد و نتیجه اش را در آینده ببیند. زمانی که در حوزه مشخصی سرمایه گذاری می کنید، 20 تا 30 درصد بازگشت سرمایه دارید ولی در یک شرکت با تکنولوژی بالا برگشت سرمایه شما تا هزار درصد است. در اینجاست که می توانید سود بگیرید، این فرهنگ هنوز در ایران وجود ندارد و سرمایه گذارها اقبالی ندارند.
    از سوی دیگر برنامه هایی که برای حمایت از استارت آپ ها وجود دارد، باعث شده است وقتی این شرکت ها به حدی از بلوغ می رسند، از کشور خارج شوند. در واقع باعث شده سکویی برای جذب شرکت ها در خارج از کشور به وجود آید. دولت در این زمینه خیلی کار و سرمایه گذاری کرده است، ولی به علت تسهیلات و نوع کمک های دولتی، بدانید ما در آینده نخبگان بدهکار خواهیم داشت. البته نمی توان گفت دولت اشتباه حمایت کرده، شاید بتوان گفت راه دیگری نداشته است.
    بخش خصوصی و اتاق بازرگانی است که می تواند این شکاف را پر کند. باید سرمایه گذاران بزرگ به صورت فرشتگان سرمایه گذار برای استارت آپ ها باشند، کسانی که صاحب سرمایه هستند و هلدینگ های بزرگ دارند، حتما بخشی را برای شرکت های دانش بنیان و نوپا قرار دهند.
    البته شرکت های دانش بنیان بحث مفصلی دارند و شاید حتی این عبارت دانش بنیان هم برای آن ها درست نباشد. شاید بتوانیم بگوییم صنایع دانش بنیان، چراکه یک شرکت ممکن است در 4 صنعت فعال باشد و یکی از آن ها دانش بنیان باشد.
    زمانی که دولت می خواهد از شرکتی حمایت کند، باید تعریف دقیقی داشته باشد و بر اساس آن اقدام کند. تعریف که از اساس غلط باشد، در ادامه راه هم مشکلات زیادی به وجود می آید.
    ما از نظر نیروی انسانی هیچ مشکلی نداریم، از نظر روش ها ایراد داریم. شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر فقط پول نمی پردازند، بلکه روش ها را مشخص می کنند. اما در ایران متاسفانه هرکس ایده ای دارد و می خواهد کاری را انجام دهد، خودش هم مدیریت شرکت را بر عهده می گیرد.
    این کار اشتباه است. آدم های فنی لزوما مدیران خوبی نیستند. این ایراد کار ماست. ایراد بعدی این است که محیط کسب وکار نه برای شرکت های دانش بنیان، برای همه محیط خاکستری است. همین مساله هم باعث می شود آدم ها به خارج از کشور بروند و خیلی هم موفق شوند. چرا که آنجا هم سرمایه گذار وجود دارد و هم روش هایی برای آنکه راه را درست بروند.


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :